westernized

[ایالات متحده]/ˈwɛstənʌɪzd/
[بریتانیا]/ˈwɛstərnaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت westernize

عبارات و ترکیب‌ها

westernized culture

فرهنگ غربی‌شده

westernized values

ارزش‌های غربی‌شده

westernized lifestyle

سبک زندگی غربی‌شده

westernized education

آموزش غربی‌شده

westernized society

جامعه غربی‌شده

westernized food

غذاهای غربی‌شده

westernized fashion

مد غربی‌شده

westernized art

هنر غربی‌شده

westernized norms

هنجارهای غربی‌شده

westernized beliefs

باورهای غربی‌شده

جملات نمونه

the city has become increasingly westernized over the years.

شهر در طول سال‌ها به طور فزاینده‌ای غربی شده است.

many traditional customs have been westernized in modern society.

بسیاری از رسوم سنتی در جامعه مدرن غربی شده‌اند.

she prefers westernized cuisine to traditional dishes.

او ترجیح می‌دهد غذاهای غربی را به غذاهای سنتی بخورد.

his views are quite westernized compared to his peers.

دیدگاه‌های او در مقایسه با همسالانش بسیار غربی است.

the education system has been westernized to improve its quality.

سیستم آموزشی برای بهبود کیفیت آن غربی شده است.

westernized fashion trends are popular among the youth.

ترندهای مد غربی در بین جوانان محبوب است.

some people argue that westernized values can lead to cultural erosion.

برخی افراد استدلال می‌کنند که ارزش‌های غربی می‌توانند منجر به فرسایش فرهنگی شوند.

the film industry has become more westernized in recent years.

صنعت فیلم‌سازی در سال‌های اخیر بیشتر غربی شده است.

he feels that his hometown has become overly westernized.

او احساس می‌کند که زادگاهش بیش از حد غربی شده است.

the westernized lifestyle appeals to many young professionals.

سبک زندگی غربی برای بسیاری از متخصصان جوان جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید