ocultar

[ایالات متحده]/əˈkʊltɑːr/
[بریتانیا]/əˈkʊltɑːr/

ترجمه

v.پنهان کردن; مخفی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ocultar evidencia

پنهان کردن شواهد

ocultar la verdad

پنهان کردن راز

ocultar sentimientos

پنهان کردن احساسات

ocultar la cara

پنهان کردن چهره

ocultar el secreto

پنهان کردن راز

ocultar tras

پنهان کردن پشت

ocultar objetos

پنهان کردن اشیاء

جملات نمونه

he tried to hide his true feelings from her.

او سعی کرد واقعیت احساساتش را از او پنهان کند.

the company attempted to hide the truth from the public.

شرکت سعی کرد واقعیت را از عموم پنهان کند.

she used heavy makeup to hide the scar on her cheek.

او از لایه‌های زیبایی زیاد برای پنهان کردن جای زخم روی چهرتش استفاده کرد.

you cannot hide your mistakes forever.

تو نمی‌توانی اشتباهاتت را برای همیشه پنهان کنی.

the dark curtains completely hide the view of the street.

پرده‌های تاری نمایش خیابان را宣傳 کامل.

he told a lie to hide his identity.

او یک دروغ گفت تا هویت خود را پنهان کند.

thick fog will hide the mountains from our sight.

بخار گرم کوه‌ها را از دید ما پنهان خواهد کرد.

he cleared his throat to hide his embarrassment.

او گلوی خود را پاک کرد تا خجالت خود را پنهان کند.

the suspect tried to hide his tracks in the snow.

مشکوک سعی کرد چاپ‌هایش را در برف پنهان کند.

i need to hide my fear and be brave.

من باید ترس خود را پنهان کنم و شجاع باشم.

they built a secret room to hide the treasure.

آن‌ها یک اتاق مخفی ساختند تا گنج را پنهان کنند.

she smiled to hide her disappointment.

او لبخند زد تا ناامیدی خود را پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید