ocultar evidencia
پنهان کردن شواهد
ocultar la verdad
پنهان کردن راز
ocultar sentimientos
پنهان کردن احساسات
ocultar la cara
پنهان کردن چهره
ocultar el secreto
پنهان کردن راز
ocultar tras
پنهان کردن پشت
ocultar objetos
پنهان کردن اشیاء
he tried to hide his true feelings from her.
او سعی کرد واقعیت احساساتش را از او پنهان کند.
the company attempted to hide the truth from the public.
شرکت سعی کرد واقعیت را از عموم پنهان کند.
she used heavy makeup to hide the scar on her cheek.
او از لایههای زیبایی زیاد برای پنهان کردن جای زخم روی چهرتش استفاده کرد.
you cannot hide your mistakes forever.
تو نمیتوانی اشتباهاتت را برای همیشه پنهان کنی.
the dark curtains completely hide the view of the street.
پردههای تاری نمایش خیابان را宣傳 کامل.
he told a lie to hide his identity.
او یک دروغ گفت تا هویت خود را پنهان کند.
thick fog will hide the mountains from our sight.
بخار گرم کوهها را از دید ما پنهان خواهد کرد.
he cleared his throat to hide his embarrassment.
او گلوی خود را پاک کرد تا خجالت خود را پنهان کند.
the suspect tried to hide his tracks in the snow.
مشکوک سعی کرد چاپهایش را در برف پنهان کند.
i need to hide my fear and be brave.
من باید ترس خود را پنهان کنم و شجاع باشم.
they built a secret room to hide the treasure.
آنها یک اتاق مخفی ساختند تا گنج را پنهان کنند.
she smiled to hide her disappointment.
او لبخند زد تا ناامیدی خود را پنهان کند.
ocultar evidencia
پنهان کردن شواهد
ocultar la verdad
پنهان کردن راز
ocultar sentimientos
پنهان کردن احساسات
ocultar la cara
پنهان کردن چهره
ocultar el secreto
پنهان کردن راز
ocultar tras
پنهان کردن پشت
ocultar objetos
پنهان کردن اشیاء
he tried to hide his true feelings from her.
او سعی کرد واقعیت احساساتش را از او پنهان کند.
the company attempted to hide the truth from the public.
شرکت سعی کرد واقعیت را از عموم پنهان کند.
she used heavy makeup to hide the scar on her cheek.
او از لایههای زیبایی زیاد برای پنهان کردن جای زخم روی چهرتش استفاده کرد.
you cannot hide your mistakes forever.
تو نمیتوانی اشتباهاتت را برای همیشه پنهان کنی.
the dark curtains completely hide the view of the street.
پردههای تاری نمایش خیابان را宣傳 کامل.
he told a lie to hide his identity.
او یک دروغ گفت تا هویت خود را پنهان کند.
thick fog will hide the mountains from our sight.
بخار گرم کوهها را از دید ما پنهان خواهد کرد.
he cleared his throat to hide his embarrassment.
او گلوی خود را پاک کرد تا خجالت خود را پنهان کند.
the suspect tried to hide his tracks in the snow.
مشکوک سعی کرد چاپهایش را در برف پنهان کند.
i need to hide my fear and be brave.
من باید ترس خود را پنهان کنم و شجاع باشم.
they built a secret room to hide the treasure.
آنها یک اتاق مخفی ساختند تا گنج را پنهان کنند.
she smiled to hide her disappointment.
او لبخند زد تا ناامیدی خود را پنهان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید