odometer

[ایالات متحده]/əʊˈdɒmətə/
[بریتانیا]/oʊˈdɑːmətər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که مسافت طی شده توسط یک وسیله نقلیه را اندازه‌گیری می‌کند؛ گجتی که مسافت کل رانده شده را ضبط می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

odometer reading

خواندن کیلومتر شمار

odometer reset

بازنشانی کیلومتر شمار

odometer mileage

مسافت پیموده شده کیلومتر شمار

odometer check

بررسی کیلومتر شمار

odometer value

مقدار کیلومتر شمار

odometer calibration

کالیبراسیون کیلومتر شمار

odometer function

عملکرد کیلومتر شمار

odometer display

نمایش کیلومتر شمار

odometer tracking

ردیابی کیلومتر شمار

odometer error

خطای کیلومتر شمار

جملات نمونه

the car's odometer read 50,000 miles.

شمارشگر خودرو 50000 مایل را نشان می‌داد.

make sure to check the odometer before buying a used car.

حتماً قبل از خرید یک خودروی دست دوم، کیلومتر شمار را بررسی کنید.

the odometer was malfunctioning and needed repair.

کیلومتر شمار خراب بود و نیاز به تعمیر داشت.

he reset the odometer after the trip.

او بعد از سفر کیلومتر شمار را ریست کرد.

always keep an eye on the odometer during long drives.

همیشه در طول سفرهای طولانی، حواستان به کیلومتر شمار باشد.

the odometer shows how far the vehicle has traveled.

کیلومتر شمار نشان می‌دهد خودرو چه مسافتی را طی کرده است.

it’s important to know the odometer reading for maintenance.

دانستن میزان کیلومتر شمار برای نگهداری مهم است.

he was surprised by the high odometer reading on the old truck.

او از میزان بالای کیلومتر شمار در کامیون قدیمی تعجب کرد.

they recorded the odometer reading before returning the rental car.

آنها قبل از تحویل خودروی اجاره‌ای، میزان کیلومتر شمار را ثبت کردند.

the odometer can help track fuel efficiency over time.

کیلومتر شمار می‌تواند به ردیابی مصرف سوخت در طول زمان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید