off-cuts pile
تراشههای اضافی انباشته
collect off-cuts
جمعآوری تراشههای اضافی
using off-cuts
استفاده از تراشههای اضافی
off-cuts recycling
بازیافت تراشههای اضافی
off-cut wood
چوب تراشههای اضافی
off-cuts bin
سطل تراشههای اضافی
sorted off-cuts
تراشههای اضافی مرتب شده
off-cuts storage
ذخیرهسازی تراشههای اضافی
reduce off-cuts
کاهش تراشههای اضافی
off-cuts project
پروژه تراشههای اضافی
we recycled the wood off-cuts from the furniture project.
ما ضایعات چوب برش خورده از پروژه مبلمان را بازیافت کردیم.
the carpenter collected all the off-cuts for a mosaic.
نجار تمام ضایعات را برای موزاییک جمع کرد.
don't throw away the metal off-cuts; they might be useful.
ضایعات فلزی را دور نریزید؛ ممکن است مفید باشند.
the workshop had piles of fabric off-cuts scattered around.
کارگاه پر از انبوهی از ضایعات پارچه بود که در اطراف پخش شده بودند.
she used the paper off-cuts for scrapbooking.
او از ضایعات کاغذ برای اسکرپبوکینگ استفاده کرد.
we carefully sorted the plastic off-cuts for recycling.
ما ضایعات پلاستیکی را برای بازیافت با دقت جدا کردیم.
the children made a collage from colorful fabric off-cuts.
کودکان از ضایعات پارچه رنگارنگ یک کولاژ ساختند.
he repurposed the glass off-cuts into decorative coasters.
او ضایعات شیشه را به عنوان زیرمیدانی تزئینی دوباره استفاده کرد.
the joiner saved the small timber off-cuts for kindling.
چوبکار ضایعات چوب کوچک را برای آتشافروزی نگه داشت.
we minimized waste by using almost all the off-cuts.
ما با استفاده از تقریباً تمام ضایعات، ضایعات را به حداقل رساندیم.
the sculptor incorporated stone off-cuts into his design.
مجسمهساز ضایعات سنگ را در طرح خود گنجاند.
off-cuts pile
تراشههای اضافی انباشته
collect off-cuts
جمعآوری تراشههای اضافی
using off-cuts
استفاده از تراشههای اضافی
off-cuts recycling
بازیافت تراشههای اضافی
off-cut wood
چوب تراشههای اضافی
off-cuts bin
سطل تراشههای اضافی
sorted off-cuts
تراشههای اضافی مرتب شده
off-cuts storage
ذخیرهسازی تراشههای اضافی
reduce off-cuts
کاهش تراشههای اضافی
off-cuts project
پروژه تراشههای اضافی
we recycled the wood off-cuts from the furniture project.
ما ضایعات چوب برش خورده از پروژه مبلمان را بازیافت کردیم.
the carpenter collected all the off-cuts for a mosaic.
نجار تمام ضایعات را برای موزاییک جمع کرد.
don't throw away the metal off-cuts; they might be useful.
ضایعات فلزی را دور نریزید؛ ممکن است مفید باشند.
the workshop had piles of fabric off-cuts scattered around.
کارگاه پر از انبوهی از ضایعات پارچه بود که در اطراف پخش شده بودند.
she used the paper off-cuts for scrapbooking.
او از ضایعات کاغذ برای اسکرپبوکینگ استفاده کرد.
we carefully sorted the plastic off-cuts for recycling.
ما ضایعات پلاستیکی را برای بازیافت با دقت جدا کردیم.
the children made a collage from colorful fabric off-cuts.
کودکان از ضایعات پارچه رنگارنگ یک کولاژ ساختند.
he repurposed the glass off-cuts into decorative coasters.
او ضایعات شیشه را به عنوان زیرمیدانی تزئینی دوباره استفاده کرد.
the joiner saved the small timber off-cuts for kindling.
چوبکار ضایعات چوب کوچک را برای آتشافروزی نگه داشت.
we minimized waste by using almost all the off-cuts.
ما با استفاده از تقریباً تمام ضایعات، ضایعات را به حداقل رساندیم.
the sculptor incorporated stone off-cuts into his design.
مجسمهساز ضایعات سنگ را در طرح خود گنجاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید