offertory

[ایالات متحده]/'ɒfət(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'ɔfɚtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آیین در یک خدمت دینی، به‌ویژه در عشای ربانی، که در آن نان و شراب تقدیم می‌شود، یا جمع‌آوری پول در طول یک خدمت عبادت.
Word Forms

جملات نمونه

The senators contributed an offertory (aurum oblaticium).

سناتورها یک نذورات (aurum oblaticium) اهدا کردند.

The church collected donations during the offertory.

کلیسای در طول وقف، کمک‌های مالی جمع‌آوری کرد.

She placed her offering in the offertory basket.

او هدیه‌اش را در سبد وقف قرار داد.

The priest led the congregation in the offertory hymn.

کشیش، جماعت را در سرود وقف هدایت کرد.

The offertory procession was a solemn part of the church service.

قافله وقف، بخشی با شکوه از مراسم کلیسا بود.

Many churches rely on offertory contributions to fund their activities.

بسیاری از کلیساها برای تأمین بودجه فعالیت‌های خود به کمک‌های وقف متکی هستند.

The offertory plates were passed around for people to give their donations.

صفحه‌های وقف بین مردم برای اهدای کمک‌های مالی آنها چرخید.

The offertory collection will go towards helping the less fortunate in our community.

درآمد وقف به کمک به نیازمندان جامعه ما اختصاص خواهد یافت.

During the offertory, the choir sang a beautiful anthem.

در طول وقف، گروه کر یک سرود زیبا خواند.

The offertory envelopes were distributed to the church members for their contributions.

پاکت‌های وقف بین اعضای کلیسا برای کمک‌های آنها توزیع شد.

The offertory ritual symbolizes giving back to God what He has given us.

آیین وقف نماد بازگرداندن به خدا آنچه به ما داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید