oglings

[ایالات متحده]/ˈɒɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نگاه کردن به کسی به صورت فریبنده یا جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

ogling girls

نگاه کردن به دختران

ogling men

نگاه کردن به مردان

ogling objects

نگاه کردن به اشیاء

ogling strangers

نگاه کردن به غریبه ها

ogling passersby

نگاه کردن به رهگذران

ogling the view

نگاه کردن به منظره

ogling at fashion

نگاه کردن به مد

ogling celebrities

نگاه کردن به مشاهیر

ogling at cars

نگاه کردن به ماشین ها

ogling the crowd

نگاه کردن به جمعیت

جملات نمونه

he was ogling the beautiful paintings in the gallery.

او در حال نگاه کردن خیره سر به نقاشی‌های زیبا در گالری بود.

she caught him ogling her from across the room.

او دید که او از آن طرف اتاق به او خیره شده است.

the dog was ogling the food on the table.

سگ به دنبال غذا روی میز بود.

he couldn't help ogling the stunning model on the runway.

او نتوانست جلوی نگاه خیره سر خود به مدل خیره کننده روی نمایشگاه را بگیرد.

they were ogling the latest gadgets at the tech fair.

آنها در حال نگاه کردن خیره سر به آخرین گجت ها در نمایشگاه فناوری بودند.

she noticed him ogling her new dress.

او متوجه شد که او به لباس جدیدش خیره شده است.

he was ogling the cars in the showroom.

او در حال نگاه کردن خیره سر به ماشین ها در نمایشگاه بود.

the kids were ogling the ice cream truck.

بچه ها به دنبال وانت بستنی بودند.

she felt uncomfortable with all the ogling at the party.

او با تمام نگاه های خیره سر در مهمانی احساس ناراحتی کرد.

he spent the afternoon ogling the wildlife in the park.

او بعد از ظهر را به تماشای حیات وحش در پارک گذراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید