ohms

[ایالات متحده]/əʊmz/
[بریتانیا]/oʊmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد مقاومت الکتریکی؛ قانون اهم
abbr. در خدمت اعلیحضرت

عبارات و ترکیب‌ها

one ohm

یک اهم

two ohms

دو اهم

three ohms

سه اهم

four ohms

چهار اهم

five ohms

پنج اهم

six ohms

شش اهم

ten ohms

ده اهم

low ohms

اهم پایین

high ohms

اهم بالا

measured in ohms

در اهم اندازه گیری شد

جملات نمونه

the resistance of the circuit is measured in ohms.

مقاومت مدار بر حسب اهم اندازه‌گیری می‌شود.

this resistor has a value of 100 ohms.

این مقاومت دارای مقدار 100 اهم است.

ohms law states that voltage equals current times resistance.

قانون اهم بیان می‌کند که ولتاژ برابر است با جریان ضربدر مقاومت.

we need to calculate the total resistance in ohms.

ما باید مقاومت کل را بر حسب اهم محاسبه کنیم.

he replaced the broken resistor with one of 50 ohms.

او مقاومت شکسته را با مقاومت 50 اهم جایگزین کرد.

the multimeter can measure resistance in ohms.

مولتی متر می‌تواند مقاومت را بر حسب اهم اندازه‌گیری کند.

higher ohms indicate greater resistance in a circuit.

اهم بالاتر نشان‌دهنده مقاومت بیشتر در یک مدار است.

understanding ohms is essential for electrical engineering.

درک اهم برای مهندسی برق ضروری است.

he adjusted the circuit to achieve the desired ohms.

او مدار را برای دستیابی به اهم مورد نظر تنظیم کرد.

the speaker's impedance is rated at 8 ohms.

امپدانس بلندگو 8 اهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید