oilman

[ایالات متحده]/'ɒɪlmən/
[بریتانیا]/'ɔɪlmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاجر نفت؛ یک حرفه‌ای در صنعت نفت که مسئول تولید، فروش و خرید نفت است.
Word Forms
جمعoilmen

جملات نمونه

It is the reason why the wildcatter, the independent oilman whose test drillings might come up dry 20 times before gushing in the end, is an enduring Texas symbol.

به همین دلیل است که Wildcatter، یک کارگر نفتی مستقل که ممکن است 20 بار قبل از اینکه در نهایت موفق شود، خشک بماند، یک نماد ماندگار تگزاس است.

The oilman struck a deal with the government.

صادق خانه‌ای با دولت بست.

The oilman invested in a new drilling project.

صادق در یک پروژه حفاری جدید سرمایه‌گذاری کرد.

The oilman predicted a rise in oil prices.

صادق پیش‌بینی کرد که قیمت نفت افزایش یابد.

The oilman negotiated with the oil refinery.

صادق با پالایشگاه نفت مذاکره کرد.

The oilman explored new oil fields.

صادق مزارع نفتی جدید را بررسی کرد.

The oilman monitored the oil production closely.

صادق تولید نفت را به دقت زیر نظر داشت.

The oilman faced challenges in the oil industry.

صادق با چالش‌هایی در صنعت نفت روبرو شد.

The oilman diversified his investments beyond oil.

صادق سرمایه‌گذاری‌های خود را فراتر از نفت متنوع کرد.

The oilman attended an oil conference.

صادق در یک کنفرانس نفت شرکت کرد.

The oilman managed a team of oil workers.

صادق تیمی از کارگران نفت را مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید