older

[ایالات متحده]/ˈəʊldə/
[بریتانیا]/ˈoʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زندگی کرده برای مدت طولانی‌تر؛ بزرگ‌تر در سن

عبارات و ترکیب‌ها

older brother

برادر بزرگ

older sister

خواهر بزرگتر

older age

سن بالاتر

older adults

افراد مسن

older generation

نسل پیر

older people

افراد مسن

older version

نسخه قدیمی‌تر

older model

مدل قدیمی‌تر

older friends

دوستان قدیمی

older workers

کارگران مسن

جملات نمونه

my older brother is very supportive.

برادر بزرگتر من بسیار حامی است.

she is older than her classmates.

او از همکلاسی هایش بزرگتر است.

older adults often need more care.

سالمندان اغلب به مراقبت بیشتری نیاز دارند.

he looks older than his actual age.

او از سن واقعی خود بزرگتر به نظر می رسد.

older generations have different values.

نسل های قدیمی تر ارزش های متفاوتی دارند.

my older sister loves to travel.

خواهر بزرگتر من عاشق سفر است.

she feels older after having children.

او بعد از داشتن فرزند احساس می کند که پیرتر شده است.

older people often share valuable wisdom.

افراد مسن اغلب حکمت ارزشمندی را به اشتراک می گذارند.

he has an older car that needs repairs.

او یک ماشین قدیمی دارد که نیاز به تعمیر دارد.

older students help younger ones in school.

دانشجویان مسن تر به دانش آموزان جوان تر در مدرسه کمک می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید