oldland

[ایالات متحده]/ˈəʊld.lænd/
[بریتانیا]/ˈoʊld.lænd/

ترجمه

n. ناحیه سنگ کریستالی باستانی؛ توده زمین باستانی فرسوده
Word Forms
جمعoldlands

عبارات و ترکیب‌ها

oldland heritage

میراث سرزمین باستانی

oldland history

تاریخ سرزمین باستانی

oldland traditions

آد و رسوم سرزمین باستانی

oldland culture

فرهنگ سرزمین باستانی

oldland roots

ریشه‌های سرزمین باستانی

oldland tales

داستان‌های سرزمین باستانی

oldland landscapes

مناظر سرزمین باستانی

oldland legends

افسانه های سرزمین باستانی

oldland customs

رسوم و سنت های سرزمین باستانی

oldland wisdom

خرد سرزمین باستانی

جملات نمونه

the oldland was rich in history and culture.

آن سرزمین باستانی سرشار از تاریخ و فرهنگ بود.

many families have lived on this oldland for generations.

خانواده‌های زیادی در طول نسل‌ها در این سرزمین باستانی زندگی کرده‌اند.

we should preserve the oldland for future generations.

ما باید این سرزمین باستانی را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

the beauty of the oldland attracts many tourists.

زیبایی آن سرزمین باستانی بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

oldland traditions are important to the local community.

آد و رسوم سرزمین باستانی برای جامعه محلی مهم هستند.

farmers have cultivated the oldland for centuries.

کشاورزان در طول قرن‌ها این سرزمین باستانی را کشت کرده‌اند.

the stories of the oldland are passed down through generations.

داستان‌های سرزمین باستانی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند.

exploring the oldland reveals many hidden treasures.

کاوش در آن سرزمین باستانی بسیاری از گنج‌های پنهان را آشکار می‌کند.

people from the oldland have a unique way of life.

مردم سرزمین باستانی یک راه زندگی منحصر به فرد دارند.

the oldland is a symbol of our heritage.

آن سرزمین باستانی نمادی از میراث ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید