oldnesses

[ایالات متحده]/ˈəʊldnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈoʊldnəsɪz/

ترجمه

n. حالت پیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

oldnesses matter

سن‌ها مهم هستند

oldnesses reveal

سن‌ها آشکار می‌کنند

oldnesses persist

سن‌ها ادامه دارند

oldnesses challenge

سن‌ها به چالش می‌کشند

oldnesses define

سن‌ها تعریف می‌کنند

oldnesses explore

سن‌ها کاوش می‌کنند

oldnesses influence

سن‌ها تأثیر می‌گذارند

oldnesses enhance

سن‌ها بهبود می‌بخشند

oldnesses contrast

سن‌ها تضاد دارند

oldnesses celebrate

سن‌ها جشن می‌گیرند

جملات نمونه

oldnesses can bring wisdom and experience.

کهولت سن می‌تواند همراه با خرد و تجربه باشد.

we often overlook the oldnesses in our lives.

ما اغلب کهولت سن را در زندگی خود نادیده می‌گیریم.

the oldnesses of the city tell stories of the past.

کهولت سن شهر داستان‌هایی از گذشته را بازگو می‌کند.

embracing oldnesses can enrich our understanding.

پذیرش کهولت سن می‌تواند درک ما را غنی کند.

oldnesses often serve as a reminder of our history.

کهولت سن اغلب به عنوان یادآوری تاریخ ما عمل می‌کند.

in art, oldnesses are celebrated for their beauty.

در هنر، کهولت سن به خاطر زیبایی خود مورد ستایش قرار می‌گیرد.

exploring oldnesses can be a fascinating journey.

کاوش در کهولت سن می‌تواند یک سفر جذاب باشد.

oldnesses remind us of the passage of time.

کهولت سن ما را از گذر زمان یاد می‌کند.

many oldnesses have been preserved in museums.

بسیاری از کهولت سن در موزه‌ها حفظ شده‌اند.

oldnesses in literature often reflect cultural values.

کهولت سن در ادبیات اغلب منعکس کننده ارزش‌های فرهنگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید