olea

[ایالات متحده]/əʊˈliːə/
[بریتانیا]/oʊˈliːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع اولئوم؛ به زیتون‌ها اشاره دارد
Word Forms
جمعoleas

عبارات و ترکیب‌ها

olea europaea

زیتون اروپایی

olea tree

درخت زیتون

olea oil

روغن زیتون

olea leaves

برگ‌های زیتون

olea fruit

میوه زیتون

olea cultivation

کشت زیتون

olea species

گونه‌های زیتون

olea grove

باغ زیتون

olea extract

عصاره زیتون

olea variety

نوع زیتون

جملات نمونه

olea trees are known for their resilience.

درختان زیتون به دلیل مقاومت شناخته شده اند.

olea oil is a key ingredient in mediterranean cuisine.

روغن زیتون یک ماده اصلی در آشپزی مدیترانه ای است.

many people enjoy the taste of olea-infused dishes.

بسیاری از مردم از طعم غذاهای طعم دار با زیتون لذت می برند.

olea leaves can be used for herbal remedies.

می توان از برگ های زیتون برای درمان گیاهی استفاده کرد.

the olea tree symbolizes peace and prosperity.

درخت زیتون نماد صلح و رفاه است.

olea cultivation has been practiced for centuries.

کشت زیتون برای قرن ها انجام شده است.

olea species thrive in warm climates.

گونه های زیتون در آب و هوای گرم رشد می کنند.

people often use olea in salad dressings.

افراد اغلب از زیتون در سس سالاد استفاده می کنند.

olea trees can live for hundreds of years.

درختان زیتون می توانند صدها سال عمر کنند.

olea is often associated with mediterranean culture.

زیتون اغلب با فرهنگ مدیترانه ای مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید