olein

[ایالات متحده]/əʊˈliːn/
[بریتانیا]/oʊˈliːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چربی مایع که از گلیسریدهای اسید اولئیک به دست می‌آید؛ بخش مایع چربی‌ها
Word Forms
جمعoleins

عبارات و ترکیب‌ها

olein oil

روغن الاین

olein fraction

کسر الاین

olein content

درصد الاین

olein source

منبع الاین

olein production

تولید الاین

olein stability

پایداری الاین

olein properties

خواص الاین

olein application

کاربرد الاین

olein analysis

تجزیه و تحلیل الاین

olein synthesis

سنتز الاین

جملات نمونه

olein is often used in food processing.

اسید اولئیک اغلب در فرآوری غذا استفاده می‌شود.

many cooking oils contain olein.

بسیاری از روغن‌های آشپزی حاوی اسید اولئیک هستند.

olein can improve the texture of baked goods.

اسید اولئیک می‌تواند بافت محصولات پخته‌شده را بهبود بخشد.

she prefers olein for frying due to its health benefits.

او به دلیل فواید سلامتی، ترجیح می‌دهد از اسید اولئیک برای سرخ کردن استفاده کند.

olein is a key ingredient in margarine.

اسید اولئیک یک ماده اصلی در مارگارین است.

some cosmetics include olein for moisturizing properties.

برخی از لوازم آرایشی حاوی اسید اولئیک برای خواص مرطوب‌کنندگی هستند.

olein can be derived from various vegetable oils.

اسید اولئیک را می‌توان از انواع روغن‌های گیاهی به دست آورد.

research shows olein may have anti-inflammatory effects.

تحقیقات نشان می‌دهد که اسید اولئیک ممکن است اثرات ضد التهابی داشته باشد.

olein is often studied for its nutritional properties.

اسید اولئیک اغلب به دلیل خواص تغذیه‌ای آن مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

in the lab, olein is analyzed for its fatty acid composition.

در آزمایشگاه، اسید اولئیک برای تعیین ترکیب اسیدهای چرب آن تجزیه و تحلیل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید