oncomings

[ایالات متحده]/ˈʌnˌkʌmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɑnˌkʌmɪŋz/

ترجمه

adj. آینده‌نگر; نزدیك‌شونده
n. عمل نزدیك‌شدن یا نزدیک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

new oncomings

ورودهای جدید

unexpected oncomings

ورودهای غیرمنتظره

future oncomings

ورودهای آینده

potential oncomings

ورودهای بالقوه

upcoming oncomings

ورودهای آتی

recent oncomings

ورودهای اخیر

major oncomings

ورودهای مهم

surprising oncomings

ورودهای غافلگیرکننده

significant oncomings

ورودهای مهم

positive oncomings

ورودهای مثبت

جملات نمونه

we must prepare for the oncomings of winter.

ما باید برای فرا رسیدن زمستان آماده شویم.

the oncomings of new technology can change our lives.

ظهور فناوری‌های جدید می‌تواند زندگی ما را تغییر دهد.

with the oncomings of spring, flowers will bloom.

با فرا رسیدن بهار، گل‌ها شکوفا خواهند شد.

the oncomings of challenges require us to adapt.

ظهور چالش‌ها مستلزم آن است که ما خود را با آن‌ها تطبیق دهیم.

she is excited about the oncomings of her new job.

او در مورد شروع شغل جدیدش هیجان‌زده است.

the oncomings of new policies may affect our rights.

ظهور سیاست‌های جدید ممکن است بر حقوق ما تأثیر بگذارد.

we should embrace the oncomings of change.

ما باید تغییرات را بپذیریم.

the oncomings of globalization have reshaped economies.

جهانی شدن اقتصادها را دوباره شکل داده است.

her insights on the oncomings of the project were invaluable.

دیدگاه‌های او در مورد شروع پروژه بسیار ارزشمند بود.

we are ready to face the oncomings of the storm.

ما آماده هستیم تا با شروع طوفان روبرو شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید