onega

[ایالات متحده]/əˈneɪɡə/
[بریتانیا]/oʊˈneɪɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رودخانه در شمال غربی روسیه
شکل‌های واژه
جمعonegas

جملات نمونه

the family visited lake onega during their summer vacation in russia.

خانواده در طول فراغ تابستانی خود در روسیه به دریاچه اونگا سفر کردند.

scientists discovered a new species of fish in lake onega.

دانشمندان یک گونه جدید ماهی را در دریاچه اونگا کشف کردند.

the town of onega is located on the western shore of the lake.

شهر اونگا در ساحل غربی دریاچه قرار دارد.

many tourists take boat tours across lake onega every year.

بسیاری از گردشگران هر سال گردش‌های کشتی در امتداد دریاچه اونگا را انجام می‌دهند.

the onega region is known for its wooden churches and historical sites.

منطقه اونگا به دلیل کلیسا‌های چوبی و مکان‌های تاریخی معروف است.

fishing remains an important industry for communities around onega.

گردشگری در مناطق اطراف اونگا هنوز یک صنعت مهم است.

the winter ice on lake onega can be several meters thick.

برف زمستانی دریاچه اونگا چند متر ضخیم می‌شود.

researchers are studying the ancient petroglyphs near onega.

پژوهشگران به مطالعه نقاشی‌های سنگی باستانی نزدیک اونگا می‌پردازند.

the onega river flows into the white sea from the lake.

رودخانه اونگا از دریاچه به دریای سفید جریان می‌یابد.

local guides offer excursions to see the kizhi pogost near onega.

راهنمای‌های محلی گردش‌هایی را برای دیدن کیزه‌پوگوست نزدیک اونگا ارائه می‌دهند.

the onega basin contains many rare plant and animal species.

حوضه اونگا شامل بسیاری از گونه‌های گیاهی و حیوانی نادر است.

artisans in the onega area create traditional wooden toys and crafts.

هنرمندان در منطقه اونگا لوازم بازی چوبی و هنرمندان سنتی ایجاد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید