oneiric

[ایالات متحده]/əʊˈnaɪrɪk/
[بریتانیا]/oʊˈnaɪrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به رویاها؛ خواب‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

oneiric dream

رویای یکتا

oneiric state

حالت یکتا

oneiric imagery

تصویرسازی یکتا

oneiric experience

تجربه یکتا

oneiric landscape

مناظر یکتا

oneiric quality

کیفیت یکتا

oneiric narrative

روایت یکتا

oneiric vision

چشم انداز یکتا

oneiric symbolism

نمادگرایی یکتا

oneiric art

هنر یکتا

جملات نمونه

her oneiric dreams often inspire her artwork.

رویاهای یکه‌تاپ و خیال‌انگیز او اغلب الهام‌بخش آثار هنری‌اش هستند.

the film had an oneiric quality that captivated the audience.

فیلم دارای کیفیتی یکه‌تاپ بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he described his oneiric visions in vivid detail.

او تجربیات یکه‌تاپ خود را با جزئیات دقیق توصیف کرد.

many poets explore oneiric themes in their writing.

بسیاری از شاعران مضامین یکه‌تاپ را در نوشته‌های خود بررسی می‌کنند.

the oneiric landscape in the story created a surreal atmosphere.

منظره یکه‌تاپ در داستان فضایی سورئال ایجاد کرد.

she often felt lost in her oneiric thoughts.

او اغلب در افکار یکه‌تاپ خود احساس گم‌شدگی می‌کرد.

his oneiric state of mind led to unexpected creativity.

حالت ذهنی یکه‌تاپ او منجر به خلاقیت غیرمنتظره شد.

the oneiric narrative challenged traditional storytelling.

روایت یکه‌تاپ، داستان‌گویی سنتی را به چالش کشید.

in her oneiric world, anything seemed possible.

در دنیای یکه‌تاپ او، هر چیزی ممکن به نظر می‌رسید.

he often wrote about oneiric experiences in his journal.

او اغلب در مورد تجربیات یکه‌تاپ در دفترچه یادداشت‌های خود می‌نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید