onomasticon

[ایالات متحده]/ˌɒnəˈmæstɪkən/
[بریتانیا]/ˌɑnəˈmæstɪkən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیکشنری نام‌های خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

historical onomasticon

نمای‌نامه تاریخی

greek onomasticon

نمای‌نامه یونانی

onomasticon study

مطالعه نمای‌نامه

onomasticon analysis

تجزیه و تحلیل نمای‌نامه

onomasticon database

پایگاه داده نمای‌نامه

latin onomasticon

نمای‌نامه لاتین

onomasticon project

پروژه نمای‌نامه

onomasticon reference

مرجع نمای‌نامه

modern onomasticon

نمای‌نامه مدرن

onomasticon resource

منبع نمای‌نامه

جملات نمونه

in the study of names, an onomasticon can be quite helpful.

در مطالعه نام‌ها، یک اسم‌نامه‌ می‌تواند بسیار مفید باشد.

the onomasticon of ancient civilizations provides valuable insights.

اسم‌نامه‌های تمدن‌های باستانی، دیدگاه‌های ارزشمندی ارائه می‌دهند.

researchers compiled an onomasticon for the local dialect.

محققان یک اسم‌نامه برای گویش محلی گردآوری کردند.

an onomasticon can reveal the origins of various surnames.

یک اسم‌نامه می‌تواند نشان دهنده ریشه‌های نام‌های خانوادگی مختلف باشد.

he referred to the onomasticon to understand the name's meaning.

او برای درک معنای نام به اسم‌نامه مراجعه کرد.

the onomasticon lists names used in historical documents.

اسم‌نامه نام‌های مورد استفاده در اسناد تاریخی را فهرست می‌کند.

creating an onomasticon requires extensive research.

ایجاد یک اسم‌نامه نیاز به تحقیقات گسترده دارد.

many cultures have developed their own onomasticon over time.

فرهنگ‌های بسیاری در طول زمان اسم‌نامه خود را توسعه داده‌اند.

the onomasticon serves as a reference for linguists.

اسم‌نامه به عنوان یک مرجع برای زبان‌شناسان عمل می‌کند.

her project focused on creating a digital onomasticon.

پروژه او بر روی ایجاد یک اسم‌نامه دیجیتال متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید