onomatomanias

[ایالات متحده]/ˌɒnəˌmætəˈmeɪniəz/
[بریتانیا]/ˌɑːnəˌmætəˈmeɪniəz/

ترجمه

n. جمع onomatomania؛ عشق غیر قابل کنترل به نام‌های یا کلمات خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

onomatomanias symptoms

علائم اونوماتومانیا

treating onomatomanias

درمان اونوماتومانیا

severe onomatomania

اونوماتومانیا شدید

chronic onomatomania

اونوماتومانیا مزمن

obsessive onomatomania

اونوماتومانیا وسواسی

clinical onomatomania

اونوماتومانیا بالینی

diagnosing onomatomania

تشخیص اونوماتومانیا

onomatomania sufferer

مبتلا به اونوماتومانیا

onomatomania therapy

درمان اونوماتومانیا

psychotic onomatomania

اونوماتومانیا روانپزشکی

جملات نمونه

the fire crackled and popped in the fireplace, creating a cozy atmosphere for the family gathering.

آتش در کамиت خانه با صدای تک تک و پاپ پاپ شعله می‌زد و جویایی دوستانه‌ای برای جمع‌جوری خانوادگی ایجاد می‌کرد.

i could hear the bees buzzing around the colorful flowers in the garden all afternoon.

من تمام بعدازظهر را به گوش دادن به زنگ زدن م峰‌ها در اطراف گل‌های رنگ‌بندی شده در باغ می‌گذاردم.

the old church bell went clang clang every hour, echoing through the quiet village streets.

نیم‌کره قدیمی کلیسا هر ساعت با صدای کلنج کلنج به گویش در خیابان‌های آرام روستا می‌رسید.

my adorable cat loves to meow loudly at the door when she wants to go outside and explore.

گربه عزیزم دوست دارد وقتی می‌خواهد به خارج بروید و کاوش کند، در درب با صدای بلند می‌زنه.

the carbonated drinks went pop pop when my sister opened them at the birthday party celebration.

نوشیدنی‌های کربناته وقتی خواهر من آن‌ها را در جشن تولد باز کرد، با صدای پاپ پاپ شد.

the bacon started to sizzle immediately when it hit the hot frying pan on the kitchen stove.

سیب‌زمینی وقتی به گریل گرم در روی شومیت آشپزخانه برخورد کرد، فورا شروع به تفت تفت کردن کرد.

the antique grandfather clock went tick tick tock tock throughout the entire peaceful night.

ساعت پدربزرگ قدیمی در طول تمام شب آرام، با صدای تیک تیک توک توک حرکت می‌کرد.

the children enjoyed splashing around happily in the swimming pool during the hot summer vacation.

کودکان در طول تعطیلات تابستانی گرم، با خوشحالی در استخر بازی و پرتاب آب می‌کردند.

the fireworks display went bang bang brightly across the dark night sky over the city.

نمایش فیروفری در آسمان تاریک شب شهر با صدای بانگ بانگ به طور روشن در تمام شهر پخش شد.

the distant thunder went crash crash, warning everyone that a heavy storm was approaching quickly.

برق دور از آسمان با صدای کرش کرش آمد و هشدار داد که یک باران سنگین به سرعت نزدیک می‌شود.

my loyal dog always barks woof woof enthusiastically whenever the postal worker delivers mail at our house.

سگ وفادار من هر زمان که پیکر پستی به خانه ما پیام رسانی می‌کند، با شوق و شعف با صدای ووف ووف شروع به گریه کردن می‌کند.

the breakfast cereal crackled deliciously when we poured the cold fresh milk over the crunchy flakes.

میوه‌های صبحانه وقتی ما شیر سرد و تازه را روی میوه‌های گوشت‌دار ریختیم، با صدای تک تک و طعم لذیذ شروع به حرکت کردند.

the celebration champagne went fizz fizz beautifully as we toasted to our special achievements together.

شامپاگن جشن گرفتن با صدای فیز فیز زیبایی در حالی که ما به دستاورد‌های ویژه‌مان با هم تقدیم می‌کردیم.

the doorbell at our front entrance went ding dong, announcing the arrival of our expected evening guests.

نوازه در ورودی ما با صدای دینگ دونگ زنگ زد و ورود مهمانان عصری ما را اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید