optometry

[ایالات متحده]/ɒpˈtɒmətri/
[بریتانیا]/ɑpˈtɑmətri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا حرفه بررسی چشم‌ها برای نقص‌های بینایی؛ حرفه اپتومتریست‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

optometry clinic

کلینیک چشم‌پزشکی

optometry degree

مدرک چشم‌پزشکی

optometry practice

ممارسة چشم‌پزشکی

optometry services

خدمات چشم‌پزشکی

optometry technician

تکنسین چشم‌پزشکی

optometry exam

آزمون چشم‌پزشکی

optometry school

مدرسه چشم‌پزشکی

optometry research

تحقیقات چشم‌پزشکی

optometry equipment

تجهیزات چشم‌پزشکی

optometry field

حوزه چشم‌پزشکی

جملات نمونه

she decided to pursue a career in optometry.

او تصمیم گرفت شغلی در رشته اپتومتری دنبال کند.

the optometry clinic offers comprehensive eye exams.

کلینیک اپتومتری خدمات معاینات چشم جامع ارائه می‌دهد.

optometry students learn about vision science.

دانشجویان اپتومتری در مورد علم بینایی یاد می‌گیرند.

regular visits to an optometry office are essential.

بازدیدهای منظم از مطب اپتومتری ضروری است.

she specializes in pediatric optometry.

او در اپتومتری کودکان تخصص دارد.

optometry plays a crucial role in eye health.

اپتومتری نقش مهمی در سلامت چشم دارد.

he is interested in the latest optometry technologies.

او به آخرین فناوری‌های اپتومتری علاقه دارد.

optometry services include contact lens fittings.

خدمات اپتومتری شامل نصب لنزهای تماسی است.

she is preparing for her optometry board exams.

او برای امتحان تخته اپتومتری خود آماده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید