orality

[ایالات متحده]/əˈræləti/
[بریتانیا]/ɔːˈræləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت شفاهی بودن؛ گفتاری به جای نوشتاری

جملات نمونه

orality plays a crucial role in cultural preservation.

گفتگو نقش مهمی در حفظ فرهنگ ایفا می‌کند.

the study of orality reveals insights into ancient traditions.

مطالعه شفاهی بینش‌هایی را در مورد سنت‌های باستانی آشکار می‌کند.

orality is essential for storytelling in many communities.

شفاهی برای داستان‌گویی در بسیاری از جوامع ضروری است.

the transition from orality to literacy changed communication.

گذار از شفاهی به خواندن نحوه ارتباطات را تغییر داد.

orality often influences the way history is recorded.

شفاهی اغلب بر نحوه ثبت تاریخ تأثیر می‌گذارد.

in some cultures, orality is more valued than written texts.

در برخی فرهنگ‌ها، شفاهی بیشتر از متون نوشتاری مورد توجه است.

orality fosters a sense of community among speakers.

شفاهی حس اجتماع را در بین گویشوران تقویت می‌کند.

orality can be seen in folk tales and oral histories.

شفاهی را می‌توان در داستان‌های عامیانه و تاریخ شفاهی دید.

many scholars study orality to understand communication patterns.

بسیاری از محققان شفاهی را برای درک الگوهای ارتباطی مطالعه می‌کنند.

orality is a key feature of many indigenous languages.

شفاهی یک ویژگی کلیدی بسیاری از زبان‌های بومی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید