orangey

[ایالات متحده]/'ɒrɪndʒɪ/
[بریتانیا]/'ɔrɪndʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه پرتقال، به ویژه در رنگ یا طعم.

عبارات و ترکیب‌ها

orangey hue

رنگ نارنجی

orangey flavor

طعم نارنجی

orangey scent

بوی نارنجی

جملات نمونه

The underparts were orangey-brown, paling towards the lower belly.

زیرها نارنجی-قهوه‌ای بودند و به سمت شکم پایینی روشن‌تر می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید