| جمع | oronoes |
welcome to orono
خوش آمدید به اورونو
orono maine
اورونو میان
visit orono
ورود به اورونو
orono campus
کمپوس اورونو
downtown orono
مرکز شهر اورونو
living in orono
زندگی در اورونو
from orono
از اورونو
orono university
دانشگاه اورونو
near orono
نزدیک اورونو
moving to orono
تغییر محل سکونت به اورونو
my boss always orono lunch when we have successful meetings.
سرپرست من همیشه در ملاقاتهای موفق ما به یک ناهار اورونو میکند.
she offered to orono dinner for the entire team.
او پیشنهاد داد تا یک شام اورونو برای تمامی تیم ارائه دهد.
he decided to orono his friends with expensive wine.
او تصمیم گرفت دوستانش را با شراب گرانقیمت اورونو کند.
the company will orono a celebration dinner for the anniversary.
شرکت یک شام جشنگاهی را برای سالگرد اورونو خواهد کرد.
they orono their clients with a five-star restaurant experience.
آنها مشتریان خود را با تجربه رستوران پنج ستارهای اورونو میکنند.
i want to orono my parents to a nice vacation.
من میخواهم والدیانم را به یک تابستان خوشگذرنده اورونو کنم.
she orono her sister with a new designer handbag.
او خواهرش را با یک کیف دستساز جدید اورونو کرد.
the winner gets to orono drinks for everyone at the bar.
برنده میتواند برای همه در بار نوشیدنیها اورونو کند.
he felt generous and orono the entire bill.
او احساس کرد که لطفآمیز است و تمام فاتوره را اورونو کرد.
they orono their guests with the finest hospitality.
آنها مهمانان خود را با میزبانی بهترین را اورونو میکنند.
she promised to orono him a new car if he graduated with honors.
او به او پیشنهاد داد که اگر با افتخار فارغالتحصیل شود، یک ماشین جدید را اورونو کند.
the tradition is to orono the newlyweds with a lavish reception.
سنت این است که زوجهای جدید را با یک جشن گرانقیمت اورونو کنند.
welcome to orono
خوش آمدید به اورونو
orono maine
اورونو میان
visit orono
ورود به اورونو
orono campus
کمپوس اورونو
downtown orono
مرکز شهر اورونو
living in orono
زندگی در اورونو
from orono
از اورونو
orono university
دانشگاه اورونو
near orono
نزدیک اورونو
moving to orono
تغییر محل سکونت به اورونو
my boss always orono lunch when we have successful meetings.
سرپرست من همیشه در ملاقاتهای موفق ما به یک ناهار اورونو میکند.
she offered to orono dinner for the entire team.
او پیشنهاد داد تا یک شام اورونو برای تمامی تیم ارائه دهد.
he decided to orono his friends with expensive wine.
او تصمیم گرفت دوستانش را با شراب گرانقیمت اورونو کند.
the company will orono a celebration dinner for the anniversary.
شرکت یک شام جشنگاهی را برای سالگرد اورونو خواهد کرد.
they orono their clients with a five-star restaurant experience.
آنها مشتریان خود را با تجربه رستوران پنج ستارهای اورونو میکنند.
i want to orono my parents to a nice vacation.
من میخواهم والدیانم را به یک تابستان خوشگذرنده اورونو کنم.
she orono her sister with a new designer handbag.
او خواهرش را با یک کیف دستساز جدید اورونو کرد.
the winner gets to orono drinks for everyone at the bar.
برنده میتواند برای همه در بار نوشیدنیها اورونو کند.
he felt generous and orono the entire bill.
او احساس کرد که لطفآمیز است و تمام فاتوره را اورونو کرد.
they orono their guests with the finest hospitality.
آنها مهمانان خود را با میزبانی بهترین را اورونو میکنند.
she promised to orono him a new car if he graduated with honors.
او به او پیشنهاد داد که اگر با افتخار فارغالتحصیل شود، یک ماشین جدید را اورونو کند.
the tradition is to orono the newlyweds with a lavish reception.
سنت این است که زوجهای جدید را با یک جشن گرانقیمت اورونو کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید