osteoma

[ایالات متحده]/ˌɒstɪˈəʊmə/
[بریتانیا]/ˌɑːstiˈoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تومور خوش‌خیم متشکل از بافت استخوانی
Word Forms
جمعosteomas

عبارات و ترکیب‌ها

osteoma diagnosis

تشخیص اوستئوم

osteoma treatment

درمان اوستئوم

osteoma removal

برداشتن اوستئوم

osteoma symptoms

علائم اوستئوم

osteoma growth

رشد اوستئوم

osteoma pain

درد اوستئوم

osteoma imaging

تصویربرداری اوستئوم

osteoma biopsy

بیوپسی اوستئوم

osteoma assessment

ارزیابی اوستئوم

osteoma complications

عوارض اوستئوم

جملات نمونه

she was diagnosed with an osteoma on her skull.

او به سرطان استئوم بر روی جمجمه‌اش تشخیص داده شد.

osteomas are usually benign tumors.

استئوم‌ها معمولاً تومورهای خوش‌خلق هستند.

the doctor recommended surgery to remove the osteoma.

پزشک جراحی برای برداشتن استئوم را توصیه کرد.

osteomas can cause pain if they press on nerves.

استئوم‌ها می‌توانند باعث درد شوند اگر روی اعصاب فشار بیاورند.

she felt relieved after learning her osteoma was non-cancerous.

او بعد از فهمیدن اینکه استئوم او سرطانی نیست احساس راحتی کرد.

some patients may not require treatment for an osteoma.

برخی از بیماران ممکن است برای درمان استئوم نیاز نداشته باشند.

regular check-ups are important for monitoring an osteoma.

معاینات منظم برای نظارت بر استئوم مهم هستند.

osteomas can occur in various parts of the body.

استئوم‌ها می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن رخ دهند.

she researched the symptoms of an osteoma online.

او علائم استئوم را به صورت آنلاین بررسی کرد.

osteomas are often discovered incidentally during imaging tests.

استئوم‌ها اغلب به طور اتفاقی در طول آزمایشات تصویربرداری کشف می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید