outbuilding

[ایالات متحده]/'aʊtbɪldɪŋ/
[بریتانیا]/'aʊt'bɪldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار خارجی، مانند گاراژ یا انبار

جملات نمونه

there was a fungus of outbuildings behind the house.

پشت خانه، انبوهی از ساختمان‌های فرعی وجود داشت.

from the outbuildings came the screams of men in mortal combat .

از ساختمان‌های الحاق شده، فریاد مردانی که در نبرد مرگبار بودند، به گوش رسید.

The farmhouse had a small outbuilding for storing tools.

خانه روستایی دارای یک ساختمان الحاقی کوچک برای نگهداری ابزارها بود.

The outbuilding was converted into a cozy guest house.

ساختمان الحاقی به یک خانه مهمان دنج تبدیل شد.

The outbuilding is used as a workshop for woodworking.

ساختمان الحاقی به عنوان کارگاه برای نجاری استفاده می شود.

They store gardening equipment in the outbuilding.

آنها تجهیزات باغبانی را در ساختمان الحاقی نگهداری می کنند.

The outbuilding was in need of repairs due to water damage.

ساختمان الحاقی به دلیل آسیب آب به تعمیرات نیاز داشت.

The outbuilding provides extra storage space for the family.

ساختمان الحاقی فضای ذخیره سازی اضافی برای خانواده فراهم می کند.

The outbuilding was used as a garage for the vintage cars.

ساختمان الحاقی به عنوان پارکینگ برای اتومبیل های قدیمی استفاده می شد.

They built a new outbuilding to house their livestock.

آنها یک ساختمان الحاقی جدید برای نگهداری دام های خود ساختند.

The outbuilding was renovated into a charming artist's studio.

ساختمان الحاقی به یک استودیو هنری جذاب بازسازی شد.

The outbuilding was painted in a bright color to match the main house.

ساختمان الحاقی به رنگ روشن رنگ آمیزی شد تا با خانه اصلی مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید