outcrying

[ایالات متحده]/'aʊtkraɪ/
[بریتانیا]/'aʊtkraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریاد یا جیغ بلند؛ مخالفت عمومی.

عبارات و ترکیب‌ها

public outcry

اعتراضات عمومی

loud outcry

اعتراضات رسا

social outcry

اعتراضات اجتماعی

open outcry

اعتراضات آشکار

جملات نمونه

an outcry of spontaneous passion.

واکنش احساسی خودجوش

raise an outcry against

اعتراض شدید علیه ایجاد کنید

the public outcry over the bombing.

واکنش شدید عمومی نسبت به بمب‌گذاری

public outcry over the rise in prices.

واکنش شدید عمومی نسبت به افزایش قیمت‌ها

An increase in taxes produced an outcry from the voters.

افزایش مالیات باعث اعتراض رای‌دهندگان شد.

There was never any outcry about that because cortisone is legal.

در مورد آن هیچ‌گاه اعتراض وجود نداشت زیرا کورتیزون قانونی است.

It was the one wild outcry, in which the woman's feebler nature got the better of the syren's art.

این تنها فریاد وحشیانه بود، در حالی که طبیعت ضعیف زن بر هنر سیِرن غلبه کرد.

JPMorgan has faced an outcry among Bear Stearns shareholders about the lowball offer, and faced the possibility that rival deals would begin to surface.

جی‌پی‌مورگان با اعتراض سهامداران بیار استرنز در مورد پیشنهاد کم‌ارزش روبرو شده است و با احتمال اینکه معاملات رقیب شروع به ظهور کنند، روبرو شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید