outfields

[ایالات متحده]/'aʊtfiːld/
[بریتانیا]/'aʊtfild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت یک میدان بیس بال فراتر از درون میدان و بین خطوط خطا؛ ناحیه دورترین از مرکز؛ مرز؛ یک منطقه روستایی دور افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

outfielder

بازیکن صحرا

deep outfield

منطقه دور دست زمین

outfield grass

چمن‌های محوطه زمین

outfield fence

نرده محوطه زمین

جملات نمونه

the members of a team playing in the outfield

اعضای یک تیم که در منطقه جانبی بازی می‌کنند

Bergy was in a different class to any Spurs outfield player and, indeed, to most of his own team-mates.

برگی در سطح بالاتری نسبت به هر بازیکن منطقه جانبی تاتنهام و در واقع نسبت به بیشتر هم تیمی‌های خود بود.

He is a talented outfielder.

او یک بازیکن منطقه جانبی با استعداد است.

The outfielder made a spectacular catch.

بازیکن منطقه جانبی یک مهارة نمایشی انجام داد.

She enjoys playing in the outfield.

او از بازی در منطقه جانبی لذت می‌برد.

The outfield grass is well maintained.

چمن منطقه جانبی به خوبی نگهداری می‌شود.

The outfield fence needs to be repaired.

نرده‌های منطقه جانبی نیاز به تعمیر دارند.

The outfielder threw the ball to home plate.

بازیکن منطقه جانبی توپ را به صفحه خانگی پرتاب کرد.

The outfielder has a strong arm.

بازیکن منطقه جانبی بازوی قوی دارد.

The outfielder tracked down the fly ball.

بازیکن منطقه جانبی توپ هوایی را ردیابی کرد.

He prefers playing in the outfield to the infield.

او ترجیح می‌دهد در منطقه جانبی بازی کند تا در منطقه داخلی.

The team needs to improve their outfield defense.

تیم باید دفاع منطقه جانبی خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید