outliving

[ایالات متحده]/aʊtˈlɪvɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈlɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طولانی‌تر از کسی زندگی کردن؛ بعد از فراموش شدن چیزی به وجود ادامه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

outliving expectations

فوق‌العاده بودن

outliving challenges

غلبه بر چالش‌ها

outliving others

زنده ماندن پس از دیگران

outliving trends

جاودانه ماندن فراتر از روندها

outliving fears

غلبه بر ترس‌ها

outliving doubts

غالب شدن بر تردیدها

outliving obstacles

غلبه بر موانع

outliving norms

جاودانه ماندن فراتر از هنجارها

outliving limits

غالب شدن بر محدودیت‌ها

outliving time

جاودانه ماندن فراتر از زمان

جملات نمونه

she hopes to outlive her fears and insecurities.

او امیدوار است ترس‌ها و ناامنی‌های خود را پشت سر بگذارد.

many species have a natural ability to outlive their predators.

بسیاری از گونه‌ها توانایی طبیعی برای زنده ماندن از شکارچیان خود دارند.

he outlived all his friends from childhood.

او از تمام دوستان دوران کودکی‌اش بیشتر زنده ماند.

outliving one's expectations can be a great achievement.

پشت سر گذاشتن انتظارات، می‌تواند دستاورد بزرگی باشد.

the artist outlived his critics and left a lasting legacy.

هنرمند منتقدین خود را پشت سر گذاشت و میراثی ماندگار از خود به جا گذاشت.

she is determined to outlive the challenges she faces.

او مصمم است چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو است را پشت سر بگذارد.

outliving the hardships of life makes one stronger.

پشت سر گذاشتن سختی‌های زندگی، آدم را قوی‌تر می‌کند.

he believes that love can outlive any obstacle.

او معتقد است عشق می‌تواند هر مانعی را پشت سر بگذارد.

they are focused on outliving the competition in the market.

آن‌ها بر پشت سر گذاشتن رقابت در بازار تمرکز دارند.

outliving historical events can shape a community's identity.

پشت سر گذاشتن وقایع تاریخی می‌تواند هویت یک جامعه را شکل دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید