outliving expectations
فوقالعاده بودن
outliving challenges
غلبه بر چالشها
outliving others
زنده ماندن پس از دیگران
outliving trends
جاودانه ماندن فراتر از روندها
outliving fears
غلبه بر ترسها
outliving doubts
غالب شدن بر تردیدها
outliving obstacles
غلبه بر موانع
outliving norms
جاودانه ماندن فراتر از هنجارها
outliving limits
غالب شدن بر محدودیتها
outliving time
جاودانه ماندن فراتر از زمان
she hopes to outlive her fears and insecurities.
او امیدوار است ترسها و ناامنیهای خود را پشت سر بگذارد.
many species have a natural ability to outlive their predators.
بسیاری از گونهها توانایی طبیعی برای زنده ماندن از شکارچیان خود دارند.
he outlived all his friends from childhood.
او از تمام دوستان دوران کودکیاش بیشتر زنده ماند.
outliving one's expectations can be a great achievement.
پشت سر گذاشتن انتظارات، میتواند دستاورد بزرگی باشد.
the artist outlived his critics and left a lasting legacy.
هنرمند منتقدین خود را پشت سر گذاشت و میراثی ماندگار از خود به جا گذاشت.
she is determined to outlive the challenges she faces.
او مصمم است چالشهایی که با آنها روبرو است را پشت سر بگذارد.
outliving the hardships of life makes one stronger.
پشت سر گذاشتن سختیهای زندگی، آدم را قویتر میکند.
he believes that love can outlive any obstacle.
او معتقد است عشق میتواند هر مانعی را پشت سر بگذارد.
they are focused on outliving the competition in the market.
آنها بر پشت سر گذاشتن رقابت در بازار تمرکز دارند.
outliving historical events can shape a community's identity.
پشت سر گذاشتن وقایع تاریخی میتواند هویت یک جامعه را شکل دهد.
outliving expectations
فوقالعاده بودن
outliving challenges
غلبه بر چالشها
outliving others
زنده ماندن پس از دیگران
outliving trends
جاودانه ماندن فراتر از روندها
outliving fears
غلبه بر ترسها
outliving doubts
غالب شدن بر تردیدها
outliving obstacles
غلبه بر موانع
outliving norms
جاودانه ماندن فراتر از هنجارها
outliving limits
غالب شدن بر محدودیتها
outliving time
جاودانه ماندن فراتر از زمان
she hopes to outlive her fears and insecurities.
او امیدوار است ترسها و ناامنیهای خود را پشت سر بگذارد.
many species have a natural ability to outlive their predators.
بسیاری از گونهها توانایی طبیعی برای زنده ماندن از شکارچیان خود دارند.
he outlived all his friends from childhood.
او از تمام دوستان دوران کودکیاش بیشتر زنده ماند.
outliving one's expectations can be a great achievement.
پشت سر گذاشتن انتظارات، میتواند دستاورد بزرگی باشد.
the artist outlived his critics and left a lasting legacy.
هنرمند منتقدین خود را پشت سر گذاشت و میراثی ماندگار از خود به جا گذاشت.
she is determined to outlive the challenges she faces.
او مصمم است چالشهایی که با آنها روبرو است را پشت سر بگذارد.
outliving the hardships of life makes one stronger.
پشت سر گذاشتن سختیهای زندگی، آدم را قویتر میکند.
he believes that love can outlive any obstacle.
او معتقد است عشق میتواند هر مانعی را پشت سر بگذارد.
they are focused on outliving the competition in the market.
آنها بر پشت سر گذاشتن رقابت در بازار تمرکز دارند.
outliving historical events can shape a community's identity.
پشت سر گذاشتن وقایع تاریخی میتواند هویت یک جامعه را شکل دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید