outpatients

[ایالات متحده]/'aʊtpeɪʃ(ə)nt/
[بریتانیا]/'aʊt'peʃənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیمار که درمان پزشکی را بدون بستری شدن در بیمارستان دریافت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

outpatient department

بخش سرپایی

outpatient clinic

کلینیک سرپایی

outpatient care

مراقبت‌های سرپایی

outpatient treatment

درمان سرپایی

outpatient service

خدمات سرپایی

جملات نمونه

outpatient wards; outpatient facilities.

بخش‌های سرپایی؛ امکانات سرپایی

outpatients were screened for cervical cancer.

بیماران سرپایی برای سرطان گردن غربالگری شدند.

He cut his hand and was treated as an outpatient at a local hospital.

او دستش را برید و به عنوان یک بیمار سرپایی در یک بیمارستان محلی درمان شد.

Get in on the hospital hijinks, diagnosing and treating outlandish outpatients in this energetic Time Management game!

در شوخی های بیمارستان شرکت کنید، بیماران سرپایی عجیب و غریب را تشخیص داده و درمان کنید در این بازی مدیریت زمان پرانرژی!

METHODS: SANAD was an unblinded randomised controlled trial in hospital-based outpatient clinics in the UK.

روش‌ها: SANAD یک کارآزمایی بالینی تصادفی بدون دید در کلینیک‌های سرپایی بیمارستانی در انگلستان بود.

Result: Stiffing of burning moxabar shares the same air sterillization effect with ultraviolet ray in outpatient injection room.

نتیجه: سفت شدن مکسابار سوخته، اثر استریل‌سازی هوا مشابه اشعه ماوراء بنفش در اتاق تزریق سرپایی را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید