outpointing

[ایالات متحده]/aʊt'pɒɪnt/
[بریتانیا]/ˌaʊt'pɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. امتیاز بیشتری کسب کردن از; بهتر در برابر باد حرکت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

outpoint the competition

غلبه بر رقابت

outpoint the opponent

غلبه بر حریف

outpoint in sales

غلبه در فروش

جملات نمونه

The boxer outpointed his opponent in a close match.

مشتک‌کار حریف خود را در یک مسابقه نزدیک شکست داد.

She managed to outpoint her competitors with her innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود توانست بر رقبای خود غلبه کند.

The team outpointed the other team by a large margin.

تیم با اختلاف زیاد، تیم دیگر را شکست داد.

He always finds a way to outpoint his rivals in business.

او همیشه راهی برای غلبه بر رقبای خود در کسب و کار پیدا می‌کند.

The chess player outpointed his opponent with a strategic move.

بازیکن شطرنج با یک حرکت استراتژیک، حریف خود را شکست داد.

The student outpointed his classmates in the math competition.

دانش‌آموز در مسابقه ریاضی، از همکلاسی‌های خود پیشی گرفت.

The company aims to outpoint its competitors in the market.

هدف شرکت این است که بر رقبای خود در بازار غلبه کند.

She outpointed everyone in the dance competition with her graceful moves.

او با حرکات موزون خود، همه را در مسابقه رقص شکست داد.

The team's strong defense helped them outpoint the opposing team.

دفاع قوی تیم به آنها کمک کرد تا بر تیم مقابل غلبه کنند.

Despite the odds, he managed to outpoint his opponents in the race.

با وجود شانس‌های کم، او توانست بر حریفان خود در مسابقه غلبه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید