military outposts
پایگاههای نظامی
research outposts
پایگاههای تحقیقاتی
forward outposts
پایگاههای پیشرو
remote outposts
پایگاههای دورافتاده
supply outposts
پایگاههای تدارکاتی
outlying outposts
پایگاههای حومه
base outposts
پایگاههای اصلی
observation outposts
پایگاههای مشاهداتی
strategic outposts
پایگاههای استراتژیک
coastal outposts
پایگاههای ساحلی
the explorers set up outposts along the river.
کاوشگران در امتداد رودخانه پایگاههایی راهاندازی کردند.
these outposts serve as a base for further exploration.
این پایگاهها به عنوان پایهای برای اکتشافات بیشتر عمل میکنند.
outposts are essential for maintaining communication.
پایگاهها برای حفظ ارتباط ضروری هستند.
the military established outposts in strategic locations.
نظامیان پایگاههایی را در مکانهای استراتژیک ایجاد کردند.
scientists use outposts to study remote environments.
دانشمندان از پایگاهها برای مطالعه محیطهای دورافتاده استفاده میکنند.
outposts can provide shelter during harsh weather.
پایگاهها میتوانند در هوای سخت سرپناهی فراهم کنند.
they built outposts to monitor wildlife in the area.
آنها پایگاههایی ساختند تا حیات وحش را در این منطقه رصد کنند.
outposts often require a supply chain for sustenance.
پایگاهها اغلب به یک زنجیره تأمین برای تأمین نیازها نیاز دارند.
the outposts were abandoned after the conflict ended.
پایگاهها پس از پایان درگیری رها شدند.
outposts can be a source of valuable information.
پایگاهها میتوانند منبع اطلاعات ارزشمندی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید