outposts

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌpəʊsts/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌpoʊsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواضع نظامی یا استراتژیک که در مناطق دورافتاده ایجاد شده‌اند؛ ایستگاه‌ها یا پایگاه‌ها برای نظارت یا کنترل

عبارات و ترکیب‌ها

military outposts

پایگاه‌های نظامی

research outposts

پایگاه‌های تحقیقاتی

forward outposts

پایگاه‌های پیشرو

remote outposts

پایگاه‌های دورافتاده

supply outposts

پایگاه‌های تدارکاتی

outlying outposts

پایگاه‌های حومه

base outposts

پایگاه‌های اصلی

observation outposts

پایگاه‌های مشاهداتی

strategic outposts

پایگاه‌های استراتژیک

coastal outposts

پایگاه‌های ساحلی

جملات نمونه

the explorers set up outposts along the river.

کاوشگران در امتداد رودخانه پایگاه‌هایی راه‌اندازی کردند.

these outposts serve as a base for further exploration.

این پایگاه‌ها به عنوان پایه‌ای برای اکتشافات بیشتر عمل می‌کنند.

outposts are essential for maintaining communication.

پایگاه‌ها برای حفظ ارتباط ضروری هستند.

the military established outposts in strategic locations.

نظامیان پایگاه‌هایی را در مکان‌های استراتژیک ایجاد کردند.

scientists use outposts to study remote environments.

دانشمندان از پایگاه‌ها برای مطالعه محیط‌های دورافتاده استفاده می‌کنند.

outposts can provide shelter during harsh weather.

پایگاه‌ها می‌توانند در هوای سخت سرپناهی فراهم کنند.

they built outposts to monitor wildlife in the area.

آنها پایگاه‌هایی ساختند تا حیات وحش را در این منطقه رصد کنند.

outposts often require a supply chain for sustenance.

پایگاه‌ها اغلب به یک زنجیره تأمین برای تأمین نیازها نیاز دارند.

the outposts were abandoned after the conflict ended.

پایگاه‌ها پس از پایان درگیری رها شدند.

outposts can be a source of valuable information.

پایگاه‌ها می‌توانند منبع اطلاعات ارزشمندی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید