outsailed

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈseɪld/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈseɪld/

ترجمه

vt. سریعتر از بادبان زد

عبارات و ترکیب‌ها

outsailed the competition

از رقابت پیشی گرفت

outsailed the storm

از طوفان پیشی گرفت

outsailed expectations

از انتظارات پیشی گرفت

outsailed the fleet

از ناوگان پیشی گرفت

outsailed the tide

از جزر و مد پیشی گرفت

outsailed rivals

از رقبای خود پیشی گرفت

outsailed the wind

از باد پیشی گرفت

outsailed his peers

از همسالان خود پیشی گرفت

outsailed the waves

از امواج پیشی گرفت

outsailed the record

از رکورد پیشی گرفت

جملات نمونه

the experienced sailor outsailed all his competitors in the race.

ملوان با تجربه از همه رقبای خود در مسابقه پیشی گرفت.

she outsailed her previous records during the championship.

او در طول مسابقات قهرمانی از رکوردهای قبلی خود پیشی گرفت.

they managed to outsailed the storm and reach safety.

آنها موفق شدند از طوفان پیشی بگیرند و به سلامت برسند.

with a strong wind, the yacht outsailed the smaller boats.

با وزش باد شدید، قایق بادبانی از قایق‌های کوچکتر پیشی گرفت.

the team outsailed their opponents with exceptional strategy.

تیم با یک استراتژی استثنایی از حریفان خود پیشی گرفت.

he was proud to have outsailed his mentor in the regatta.

او به داشتن این فرصت که از مربی خود در مسابقه پیشی گرفته بود، افتخار می‌کرد.

after months of training, she outsailed her fears and won.

پس از ماه‌های آموزش، او بر ترس‌های خود غلبه کرد و برنده شد.

the new boat outsailed the old one by a significant margin.

قایق جدید با اختلاف قابل توجهی از قایق قدیمی پیشی گرفت.

in the final lap, he outsailed everyone and took the lead.

در آخرین دور، او از همه پیشی گرفت و از خط عبور کرد.

many believed she could outsailed the reigning champion.

بسیاری معتقد بودند که او می‌تواند از مدافع عنوان قهرمانی پیشی بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید