outsets

[ایالات متحده]/ˈaʊt.sɛts/
[بریتانیا]/ˈaʊt.sɛts/

ترجمه

n. آغاز یا شروع چیزی؛ لبه‌ها یا مرزهای خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

from the outsets

از همان ابتداها

at the outsets

در ابتدای کار

outsets of change

آغازهای تغییر

outsets of life

آغازهای زندگی

outsets of projects

آغاز پروژه‌ها

outsets of development

آغاز توسعه

outsets of learning

آغاز یادگیری

at early outsets

در ابتدای اوایل

outsets of innovation

آغازهای نوآوری

outsets of history

آغازهای تاریخ

جملات نمونه

from the outsets, it was clear that the project would be challenging.

از همان ابتدا مشخص بود که پروژه چالش‌برانگیز خواهد بود.

we need to establish our goals from the outsets.

ما باید اهداف خود را از همان ابتدا تعیین کنیم.

at the outsets of the meeting, the agenda was reviewed.

در ابتدای جلسه، دستور کار مورد بررسی قرار گرفت.

she had doubts about the plan from the outsets.

او در مورد طرح از همان ابتدا تردید داشت.

the outsets of the discussion were quite promising.

شروع بحث بسیار امیدوارکننده بود.

we should clarify our roles at the outsets of the project.

ما باید نقش‌های خود را در ابتدای پروژه مشخص کنیم.

the outsets of the campaign were met with enthusiasm.

شروع کمپین با استقبال پرشور روبرو شد.

understanding the outsets of the issue is crucial for resolution.

درک مقدمات موضوع برای حل و فصل آن بسیار مهم است.

he was optimistic about the outsets of his new venture.

او در مورد شروع کار جدیدش خوش‌بین بود.

the outsets of their friendship were marked by shared interests.

شروع دوستی آنها با علایق مشترک مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید