outvote

[ایالات متحده]/aʊt'vəʊt/
[بریتانیا]/ˌaʊt'vot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برنده شدن با دریافت آرا بیشتر از (کسی دیگر)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردoutvotes
قسمت سوم فعلoutvoted
صفت یا فعل حال استمراریoutvoting
زمان گذشتهoutvoted

جملات نمونه

The county seat outvoted the smaller towns.

شهرستان با آرای بیشتر از شهرهای کوچکتر رای داد.

And some countries would be happy to outvote Britain and impose rules that would rein in the City of London.

و برخی از کشورها خوشحال خواهند شد که با رای‌دادن بیشتر از بریتانییا قوانین را تحمیل کنند که شهر لندن را کنترل کند.

When forced to hire a CEO, they retained the power to outvote him.

هنگامی که مجبور به استخدام یک مدیرعامل شدند، حق داشتند او را با رای بیشتر شکست دهند.

In a democracy, the majority can outvote the minority.

در یک دموکراسی، اکثریت می‌تواند با رای بیشتر، اقلیت را شکست دهد.

The team leader was outvoted in the decision-making process.

رهبر تیم در فرآیند تصمیم‌گیری با رای بیشتر شکست خورد.

We need to make sure everyone has a chance to speak up and not be outvoted.

ما باید مطمئن شویم که همه فرصت صحبت کردن دارند و با رای بیشتر شکست نمی‌خورند.

The board members decided to outvote the CEO's proposal.

اعضای هیئت مدیره تصمیم گرفتند پیشنهاد مدیرعامل را با رای بیشتر شکست دهند.

Despite his strong opinions, he was outvoted by the rest of the group.

با وجود نظرات قوی‌اش، او با رای بیشتر توسط بقیه گروه شکست خورد.

The committee voted to outvote the previous decision and start fresh.

کمیته رای داد تا تصمیم قبلی را با رای بیشتر شکست دهد و از نو شروع کند.

It's important to listen to all perspectives before making a decision to avoid being outvoted.

قبل از اتخاذ تصمیم برای جلوگیری از شکست خوردن با رای بیشتر، مهم است که به همه دیدگاه‌ها گوش دهید.

The minority shareholders were able to outvote the majority due to strategic alliances.

سهامداران اقلیت توانستند با توجه به اتحادهای استراتژیک، اکثریت را با رای بیشتر شکست دهند.

The team members worked together to outvote the proposed changes to the project plan.

اعضای تیم برای شکست دادن تغییرات پیشنهادی در طرح پروژه با هم همکاری کردند.

She was surprised to find herself outvoted by her own family in the decision.

او از اینکه در تصمیم‌گیری توسط خانواده‌اش با رای بیشتر شکست خورد، تعجب کرد.

نمونه‌های واقعی

The Israelis know that they will be heavily, indeed humiliatingly, outvoted in the General Assembly.

اسرائیلی‌ها می‌دانند که در مجمع عمومی به شدت و در واقع تحقیرآمیز، رأی خواهند داشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

Valentine preferred the stripped-down purity of the Greek islands but was always outvoted. It had taken Covid-19 to alter the calculus.

والنتین ترجیح می‌داد که از سادگی و پاکی جزایر یونان لذت ببرد، اما همیشه رأی اقلیت بود. لازم بود که کووید-۱۹ برای تغییر محاسبات رخ دهد.

منبع: New York Times

I'm sorry, but you've been outvoted on this one.

متاسفم، اما در این مورد رأی اقلیت بودید.

منبع: The First Season of "Getting Away with Murder"

Sorry, Jimmy, you're outvoted two to one.

متاسفم، جیمی، شما دو به یک رأی اقلیت بودید.

منبع: Happy Home Season 1

" To be outvoted" (outvoted) is to lose a vote because one side has more votes than you do.

" رأی اقلیت دادن" (رأی اقلیت دادن) به معنای باختن در رأی‌گیری است زیرا یک طرف رأی بیشتری نسبت به شما دارد.

منبع: 2016 ESLPod

Nobody wants to be outvoted so both sides are trying to maintain the status quo.

هیچ کس نمی‌خواهد رأی اقلیت باشد، بنابراین هر دو طرف تلاش می‌کنند تا وضعیت موجود را حفظ کنند.

منبع: 2016 ESLPod

Looks like we got outvoted, sport.

به نظر می‌رسد ما رأی اقلیت شدیم، پسر.

منبع: Avatar Season 3

Similarly, if voted by the estate, the other  two bodies could outvote the Third Estate.

به طور مشابه، اگر توسط املاک رأی‌گیری شود، دو نهاد دیگر می‌توانند در هر موضوعی، املاک سوم را رأی اقلیت دهند.

منبع: Charming history

If the assembly voted by head, the Third Estate  could outvote the other two bodies on any issue.

اگر مجمع رأی‌گیری به صورت سرانه انجام شود، املاک سوم می‌توانند در هر موضوعی، دو نهاد دیگر را رأی اقلیت دهند.

منبع: Charming history

But other Modoc warriors outvoted him and he ended up shooting Canby in the face and then slitting his throat.

اما جنگجویان دیگر مودوک او را رأی اقلیت کردند و در نهایت به صورت کانبی در صورتش شلیک کرد و سپس گلوی او را برید.

منبع: Aerial America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید