outnumber

[ایالات متحده]/aʊt'nʌmbə/
[بریتانیا]/'aʊt'nʌmbɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تعداد بیشتری داشتن از؛ از نظر تعداد فراتر رفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

outnumbered by

برتری نداشتن با

outnumbering others

بیشتر بودن از دیگران

vastly outnumbered

به طور قابل توجهی در تعداد کمتر بودن

outnumber the competition

رقبا را در تعداد پشت سر گذاشتن

outnumber in votes

در آرا بیشتر بودن

easily outnumbered

به راحتی در تعداد کمتر بودن

quickly outnumbered

به سرعت در تعداد کمتر بودن

جملات نمونه

the plaudits were beginning to outnumber the brickbats.

تشکرها داشتند به ستایش‌ها غلبه می‌کردند.

women outnumbered men by three to one.

زنان با نسبت سه به یک از مردان بیشتر بودند.

They outnumbered us three to one.

آنها با نسبت سه به یک از ما بیشتر بودند.

Reporters outnumbered guests at the political gathering.

گزارشگران از مهمانان در گردهمایی سیاسی بیشتر بودند.

The defenders were outnumbered and had to give in.

مدافعان در تعداد کم بودند و مجبور به تسلیم شدند.

Men outnumber women in the engineering field.

مردان در زمینه مهندسی از زنان بیشتر هستند.

The opposing team outnumbered us on the field.

تیم حریف در زمین از ما بیشتر بود.

Students outnumber teachers in this school.

دانشجویان در این مدرسه از معلمان بیشتر هستند.

The enemy troops greatly outnumbered our forces.

نیروهای دشمن به طور قابل توجهی از نیروهای ما بیشتر بودند.

In this company, experienced employees outnumber the newcomers.

در این شرکت، کارکنان با تجربه از افراد جدید بیشتر هستند.

During the protest, the police outnumbered the demonstrators.

در طول اعتراض، پلیس از معترضان بیشتر بود.

The supporters of the candidate outnumbered the opposition at the rally.

طرفداران نامزد در گردهمایی از مخالفان بیشتر بودند.

In the family, children often outnumber the adults.

در خانواده، کودکان اغلب از بزرگسالان بیشتر هستند.

During rush hour, passengers can outnumber available seats on public transportation.

در ساعات شلوغی، تعداد مسافران می‌تواند از تعداد صندلی‌های موجود در وسایل حمل و نقل عمومی بیشتر شود.

The number of volunteers outnumbered the staff at the charity event.

تعداد داوطلبان در رویداد خیریه از کارکنان بیشتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید