ovariectomised

[ایالات متحده]/ˌəʊvəɹiˈɛktəmaɪzd/
[بریتانیا]/ˌoʊvəɹiˈɛktəmaɪzd/

ترجمه

adj. دارای برداشتن جراحی تخمدان‌ها (n)

عبارات و ترکیب‌ها

ovariectomised dog

سگ تخمدان برداشته

ovariectomised cat

گربه تخمدان برداشته

newly ovariectomised

به تازگی تخمدان برداشته شده

recently ovariectomised

به تازگی تخمدان برداشته شده

ovariectomised females

تخمدان برداشته شده های زن

ovariectomised animals

حیوانات تخمدان برداشته شده

ovariectomised patients

بیماران تخمدان برداشته شده

being ovariectomised

در حال تخمدان برداشته شدن

ovariectomised rabbits

خرگوش های تخمدان برداشته شده

جملات نمونه

the ovariectomised rat showed reduced estrogen levels after surgery.

نرخ استروژن پس از جراحی در موش‌های تخمده‌برداری کاهش یافت.

researchers compared ovariectomised mice with sham-operated controls.

محققان موش‌های تخمده‌برداری را با گروه کنترل عمل‌نمایی مقایسه کردند.

an ovariectomised model is commonly used to study postmenopausal bone loss.

مدل تخمده‌برداری معمولاً برای مطالعه از دست دادن استخوان پس از یائسگی استفاده می‌شود.

the ovariectomised group received hormone replacement therapy for eight weeks.

گروه تخمده‌برداری هشت هفته درمان جایگزینی هورمونی دریافت کرد.

in ovariectomised animals, bone density declined without intervention.

در حیوانات تخمده‌برداری، بدون مداخله، تراکم استخوان کاهش یافت.

the ovariectomised subjects were maintained on a high-fat diet.

افراد تخمده‌برداری تحت رژیم غذایی پرچرب نگه داشته شدند.

inflammatory markers increased in ovariectomised rabbits after immobilisation.

نشانگرهای التهابی پس از بی‌حرکتی در خرگوش‌های تخمده‌برداری افزایش یافت.

ovariectomised females exhibited altered lipid metabolism in the liver.

در زنان تخمده‌برداری، متابولیسم چربی در کبد تغییر کرد.

the ovariectomised cohort was monitored for weight gain and glucose tolerance.

گروه تخمده‌برداری برای افزایش وزن و تحمل گلوکز مورد نظارت قرار گرفت.

exercise training improved muscle strength in ovariectomised participants.

تمرین ورزشی باعث بهبود قدرت عضلانی در شرکت‌کنندگان تخمده‌برداری شد.

ovariectomised cells showed a lower response to estrogen stimulation.

سلول‌های تخمده‌برداری پاسخ کمتری به تحریک استروژن نشان دادند.

the ovariectomised sample was excluded due to postoperative complications.

نمونه تخمده‌برداری به دلیل عوارض بعد از عمل حذف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید