spayed

[ایالات متحده]/speɪd/
[بریتانیا]/speɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل spay

عبارات و ترکیب‌ها

spayed cat

گربه اسپای شده

spayed dog

سگ اسپای شده

spayed female

نرین اسپای شده

spayed pet

حیوان خانگی اسپای شده

spayed animal

حیوان اسپای شده

spayed rescue

نجات یافته اسپای شده

spayed kitten

بچه گربه اسپای شده

spayed puppy

بچه سگ اسپای شده

spayed procedure

روش اسپای

spayed status

وضعیت اسپای

جملات نمونه

the cat was spayed to prevent unwanted litters.

گربه برای جلوگیری از توله‌های ناخواسته عقیم شد.

many animal shelters spay and neuter pets before adoption.

بسیاری از سرپناهگاه‌های حیوانات قبل از پذیرش حیوانات خانگی را عقیم و خنثی می‌کنند.

it's important to have your dog spayed for health reasons.

برای دلایل سلامتی مهم است که سگ خود را عقیم کنید.

spaying can reduce the risk of certain cancers in pets.

عقیم‌سازی می‌تواند خطر ابتلا به برخی از سرطان‌ها در حیوانات خانگی را کاهش دهد.

she decided to get her female dog spayed.

او تصمیم گرفت سگ ماده خود را عقیم کند.

spayed animals often have calmer temperaments.

حیوانات عقیم شده اغلب خلق و خوی آرام‌تری دارند.

veterinarians recommend spaying pets at a young age.

دامپزشکانان توصیه می‌کنند حیوانات خانگی را در سن جوانی عقیم کنند.

after being spayed, the cat showed less aggressive behavior.

پس از عقیم شدن، گربه رفتار تهاجمی کمتری نشان داد.

spaying is a responsible choice for pet owners.

عقیم‌سازی یک انتخاب مسئولانه برای صاحبان حیوانات خانگی است.

they offer discounts for spayed pets at the clinic.

آنها در کلینیک برای حیوانات خانگی عقیم شده تخفیف ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید