engine overdrives
بیشبار شدن موتور
power overdrives
بیشبار شدن توان
system overdrives
بیشبار شدن سیستم
performance overdrives
بیشبار شدن عملکرد
gear overdrives
بیشبار شدن دنده
motor overdrives
بیشبار شدن موتور
signal overdrives
بیشبار شدن سیگنال
circuit overdrives
بیشبار شدن مدار
data overdrives
بیشبار شدن داده
audio overdrives
بیشبار شدن صدا
he often overdrives his car on the highway.
او اغلب ماشین خود را در بزرگراه رانندگی میکند.
the athlete overdrives during competitions to win.
ورزشکار در طول مسابقات برای برنده شدن، بیش از حد تلاش میکند.
she tends to overdrive her emotions in stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرسزا، احساسات خود را بیش از حد بروز میدهد.
the engine overdrives when pushed to its limits.
موتور زمانی که به حداکثر توان خود میرسد، بیش از حد کار میکند.
he overdrives his creativity to meet tight deadlines.
او برای رسیدن به مهلتهای زمانی سخت، خلاقیت خود را به بیش از حد میرساند.
overdrives can lead to burnout if not managed well.
بیشکاریها میتوانند منجر به فرسودگی شوند اگر به خوبی مدیریت نشوند.
she overdrives her team to achieve the project goals.
او تیم خود را برای دستیابی به اهداف پروژه به بیش از حد میرساند.
the computer overdrives when running multiple applications.
کامپیوتر زمانی که برنامههای متعددی را اجرا میکند، بیش از حد کار میکند.
he tends to overdrive his ambitions, ignoring the risks.
او معمولاً جاهطلبیهای خود را به بیش از حد میرساند و خطرات را نادیده میگیرد.
overdrives in marketing can sometimes backfire.
بیشکاریها در بازاریابی گاهی اوقات ممکن است نتیجه عکس داشته باشند.
engine overdrives
بیشبار شدن موتور
power overdrives
بیشبار شدن توان
system overdrives
بیشبار شدن سیستم
performance overdrives
بیشبار شدن عملکرد
gear overdrives
بیشبار شدن دنده
motor overdrives
بیشبار شدن موتور
signal overdrives
بیشبار شدن سیگنال
circuit overdrives
بیشبار شدن مدار
data overdrives
بیشبار شدن داده
audio overdrives
بیشبار شدن صدا
he often overdrives his car on the highway.
او اغلب ماشین خود را در بزرگراه رانندگی میکند.
the athlete overdrives during competitions to win.
ورزشکار در طول مسابقات برای برنده شدن، بیش از حد تلاش میکند.
she tends to overdrive her emotions in stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرسزا، احساسات خود را بیش از حد بروز میدهد.
the engine overdrives when pushed to its limits.
موتور زمانی که به حداکثر توان خود میرسد، بیش از حد کار میکند.
he overdrives his creativity to meet tight deadlines.
او برای رسیدن به مهلتهای زمانی سخت، خلاقیت خود را به بیش از حد میرساند.
overdrives can lead to burnout if not managed well.
بیشکاریها میتوانند منجر به فرسودگی شوند اگر به خوبی مدیریت نشوند.
she overdrives her team to achieve the project goals.
او تیم خود را برای دستیابی به اهداف پروژه به بیش از حد میرساند.
the computer overdrives when running multiple applications.
کامپیوتر زمانی که برنامههای متعددی را اجرا میکند، بیش از حد کار میکند.
he tends to overdrive his ambitions, ignoring the risks.
او معمولاً جاهطلبیهای خود را به بیش از حد میرساند و خطرات را نادیده میگیرد.
overdrives in marketing can sometimes backfire.
بیشکاریها در بازاریابی گاهی اوقات ممکن است نتیجه عکس داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید