overraters

[US]/[UK phonetic]/
[UK]/[US phonetic]/

Translation

n. کسانی که ارزش یا ارزش یک چیز یا فرد را بیش از حد می‌گذارند

Phrases & Collocations

overraters exist

افراطی‌ها وجود دارند

overraters are

افراطی‌ها هستند

overraters may

افراطی‌ها ممکن است

overraters can

افراطی‌ها می‌توانند

overraters do

افراطی‌ها انجام می‌دهند

overraters have

افراطی‌ها دارند

overraters might

افراطی‌ها ممکن است

overraters will

افراطی‌ها خواهند کرد

overraters could

افراطی‌ها ممکن است

overraters should

افراطی‌ها باید

Example Sentences

many overraters in the tech industry overestimate the long‑term value of new platforms.

بسیاری از افرادی که ارزش بلندمدت پلتفرم‌های جدید را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، در صنعت فناوری وجود دارند.

overraters of celebrity culture often ignore the hard work behind fame.

افرادی که فرهنگ ستاره‌گویی را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، اغلب کار سخت پشت شهرت را نادیده می‌گیرند.

even experienced critics can become overraters when they praise mediocre films.

حتی منتقدان با تجربه نیز ممکن است وقتی فیلم‌های متوسط را تحسیب می‌کنند، به افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند تبدیل شوند.

the overraters' bias often skews public opinion toward overly optimistic forecasts.

تحیز افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، اغلب نظر عموم را به پیش‌بینی‌های بسیار متفق‌المنشأ می‌کند.

social media amplifies the voices of overraters, leading to inflated expectations.

شبکه‌های اجتماعی صدای افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند را تقویت می‌کند و این باعث افزایش انتظارات می‌شود.

young musicians sometimes fall prey to overraters who promise instant stardom.

گاهی موسیقی‌دانان جوان به افرادی که ستارگی فوری را اعلام می‌کنند، مبتلا می‌شوند.

overraters tend to overlook subtle flaws, focusing only on surface appeal.

افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، معمولاً نقص‌های ظریف را نادیده می‌گیرند و فقط به جذابیت سطحی توجه می‌کنند.

the company hired a team of overraters to boost the product's image before launch.

شرکت یک تیم افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند را استخدام کرد تا قبل از راه‌اندازی تصویر محصول را افزایش دهد.

overraters in sports journalism often exaggerate the impact of single victories.

افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند در گزارش‌های ورزشی، اغلب تأثیر پیروزی‌های فردی را بیش از حد تاکید می‌کنند.

despite evidence, overraters continue to predict exponential growth for the startup.

هر چند شواهدی وجود دارد، افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، ادامه می‌دهند و رشد نمایی برای شرکت نوپا پیش‌بینی می‌کنند.

the panel was criticized for being full of overraters who lacked technical expertise.

این پنل به دلیل اینکه پر از افرادی بود که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند و از تخصص فنی برخوردار نبودند، مورد انتقاد قرار گرفت.

overraters often rely on hype rather than data, which leads to poor decisions.

افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند، اغلب به انتظارات بیش از حد به جای داده‌ها وابسته هستند که منجر به تصمیمات بد می‌شود.

in academic circles, overraters can inflate the significance of minor discoveries.

در دایره‌های آکادمیک، افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند می‌توانند اهمیت کشفیات کوچک را افزایش دهند.

the film festival's jury was accused of consisting mainly of overraters.

شورای جشنواره فیلم به دلیل اینکه اغلب از افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند تشکیل شده بود، مورد انتقاد قرار گرفت.

overraters' enthusiasm can mask underlying issues that eventually surface.

انگیزه افرادی که ارزش را بیش از حد ارزیابی می‌کنند می‌تواند مسائل پنهانی را که در نهایت ظهور می‌کنند، پوشاند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now