overspends

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈspɛndz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈspɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیشتر از پول موجود خرج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overspends budget

هزینه بیش از حد بودجه

overspends funds

هزینه بیش از حد بودجه

overspends resources

هزینه بیش از حد منابع

overspends account

هزینه بیش از حد حساب

overspends limits

هزینه بیش از حد محدودیت‌ها

overspends money

هزینه بیش از حد پول

overspends unexpectedly

هزینه بیش از حد غیرمنتظره

overspends regularly

هزینه بیش از حد به طور منظم

overspends significantly

هزینه بیش از حد به طور قابل توجهی

overspends annually

هزینه بیش از حد سالانه

جملات نمونه

she often overspends on clothes.

او اغلب زیاد روی لباس هزینه می‌کند.

he tends to overspend during the holidays.

او معمولاً در تعطیلات زیاد هزینه می‌کند.

our budget is tight because we overspend last month.

بودجه ما محدود است زیرا ماه گذشته زیاد هزینه کردیم.

the company overspends on marketing every year.

شرکت هر سال زیاد روی بازاریابی هزینه می‌کند.

if you overspend, you might regret it later.

اگر زیاد هزینه کنید، ممکن است بعداً پشیمان شوید.

she always overspends when she goes shopping.

وقتی خرید می‌کند، او همیشه زیاد هزینه می‌کند.

it's easy to overspend when using credit cards.

هنگام استفاده از کارت‌های اعتباری، زیاد هزینه کردن آسان است.

he overspends on dining out every month.

او هر ماه زیاد روی غذا خوردن در بیرون هزینه می‌کند.

they need to control their spending so they don't overspend.

آنها باید هزینه‌های خود را کنترل کنند تا زیاد هزینه نکنند.

overspending can lead to financial difficulties.

بیش‌هزینه کردن می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید