overstimulation

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstɪmjʊleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstɪmjʊleɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحریک بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overstimulation effects

اثرات بیش‌تحریکی

overstimulation symptoms

علائم بیش‌تحریکی

overstimulation response

واکنش بیش‌تحریکی

overstimulation triggers

عوامل تحریک‌کننده بیش‌تحریکی

overstimulation management

مدیریت بیش‌تحریکی

overstimulation prevention

جلوگیری از بیش‌تحریکی

overstimulation relief

تسکین بیش‌تحریکی

overstimulation strategies

استراتژی‌های مقابله با بیش‌تحریکی

overstimulation causes

دلایل بیش‌تحریکی

overstimulation awareness

آگاهی از بیش‌تحریکی

جملات نمونه

overstimulation can lead to anxiety and stress.

تحریک بیش از حد می‌تواند منجر به اضطراب و استرس شود.

children are particularly vulnerable to overstimulation.

کودکان به‌ویژه در برابر تحریک بیش از حد آسیب‌پذیر هستند.

overstimulation from screens can disrupt sleep patterns.

تحریک بیش از حد از طریق صفحه‌نمایش‌ها می‌تواند الگوهای خواب را مختل کند.

it's important to recognize the signs of overstimulation.

تشخیص علائم تحریک بیش از حد مهم است.

overstimulation can affect a person's ability to focus.

تحریک بیش از حد می‌تواند بر توانایی یک فرد در تمرکز تأثیر بگذارد.

managing overstimulation is crucial for mental health.

مدیریت تحریک بیش از حد برای سلامت روان بسیار مهم است.

parents should monitor their children's exposure to overstimulation.

والدین باید میزان قرار گرفتن کودکان در معرض تحریک بیش از حد را کنترل کنند.

overstimulation often occurs in crowded environments.

تحریک بیش از حد اغلب در محیط‌های شلوغ رخ می‌دهد.

reducing noise can help alleviate overstimulation.

کاهش صدا می‌تواند به کاهش تحریک بیش از حد کمک کند.

practice mindfulness to combat overstimulation.

برای مقابله با تحریک بیش از حد، مراقبت آگاهی را تمرین کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید