overvalues

[ایالات متحده]/əʊvəˈvæljuːz/
[بریتانیا]/oʊvərˈvæljuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بیش از حد ارزیابی کردن؛ بر چیزی بیش از حد اهمیت گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

overvalues assets

ارزش‌گذاری بیش از حد دارایی‌ها

overvalues company

ارزش‌گذاری بیش از حد شرکت

overvalues performance

ارزش‌گذاری بیش از حد عملکرد

overvalues potential

ارزش‌گذاری بیش از حد پتانسیل

overvalues risks

ارزش‌گذاری بیش از حد ریسک‌ها

overvalues market

ارزش‌گذاری بیش از حد بازار

overvalues talent

ارزش‌گذاری بیش از حد استعداد

overvalues benefits

ارزش‌گذاری بیش از حد مزایا

overvalues skills

ارزش‌گذاری بیش از حد مهارت‌ها

overvalues strategies

ارزش‌گذاری بیش از حد استراتژی‌ها

جملات نمونه

many people overvalue material possessions.

بسیاری از مردم دارایی‌های مادی را بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کنند.

she tends to overvalue her own opinions.

او معمولاً تمایل دارد نظرات خود را بیش از حد ارزش‌گذاری کند.

critics argue that the film overvalues its star cast.

منتقدان استدلال می‌کنند که فیلم بازیگرانش را بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کند.

he often overvalues the importance of education.

او اغلب اهمیت آموزش را بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کند.

some investors overvalue companies based on hype.

برخی از سرمایه‌گذاران شرکت‌ها را بر اساس تبلیغات بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کنند.

it's easy to overvalue the impact of social media.

آسان است که تأثیر رسانه‌های اجتماعی را بیش از حد ارزش‌گذاری کنید.

she overvalues her role in the project.

او نقش خود را در پروژه بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کند.

people often overvalue their own experiences.

مردم اغلب تجربیات خود را بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید