ovules

[ایالات متحده]/ˈəʊvjuːl/
[بریتانیا]/ˈoʊvjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخم کوچک یا ساختار تولید مثل در گیاهان و حیوانات؛ ساختاری که پس از باروری به دانه تبدیل می‌شود؛ گامت مؤنث در حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

ovule development

تکمیل تخمدان

ovule fertilization

باروری تخمدان

ovule formation

تشکیل تخمدان

ovule maturation

بلوغ تخمدان

ovule transport

حمل تخمدان

ovule extraction

استخراج تخمدان

ovule culture

کشت تخمدان

ovule count

شمارش تخمدان

ovule analysis

تجزیه و تحلیل تخمدان

ovule viability

قابلیت باروری تخمدان

جملات نمونه

the ovule is the female gamete in plants.

卵چه‌ها سلول تولید مثری ماده در گیاهان هستند.

after fertilization, the ovule develops into a seed.

پس از باروری، تخمدان به یک دانه تبدیل می‌شود.

each ovule contains the potential for a new plant.

هر تخمدان دارای پتانسیل برای یک گیاه جدید است.

the ovule is crucial for plant reproduction.

تخمدان برای تولید مثل گیاهان بسیار مهم است.

in flowering plants, the ovule is found within the ovary.

در گیاهان گلدار، تخمدان در تخمدان یافت می‌شود.

scientists study the ovule to understand plant genetics.

دانشمندان تخمدان را برای درک ژنتیک گیاهان مطالعه می‌کنند.

the ovule must be fertilized to produce fruit.

برای تولید میوه، تخمدان باید بارور شود.

different species have varying numbers of ovules.

گونه‌های مختلف تعداد متفاوتی از تخمدان‌ها دارند.

the ovule develops into an embryo after fertilization.

تخمدان پس از باروری به یک جنین تبدیل می‌شود.

understanding ovule formation is vital for crop improvement.

درک تشکیل تخمدان برای بهبود محصول بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید