oxen

[ایالات متحده]/ˈɒksən/
[بریتانیا]/ˈɑksən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ox; حیوانات نشخوارکننده

عبارات و ترکیب‌ها

yoke of oxen

بند گوساله

oxen team

تیم گوساله

strong oxen

گوساله‌های قوی

draft oxen

گوساله‌های شخم‌زن

oxen cart

چرخ گوساله

oxen plow

گاو شخم‌زن

two oxen

دو گوساله

oxen herd

گله گوساله

oxen power

قدرت گوساله

oxen grazing

چرای گوساله

جملات نمونه

oxen are often used for plowing fields.

گاومیش‌ها اغلب برای شخم زدن زمین استفاده می‌شوند.

farmers rely on oxen for heavy labor.

کشاورزان برای انجام کارهای سنگین به گاومیش‌ها متکی هستند.

oxen can pull heavy loads efficiently.

گاومیش‌ها می‌توانند بارهای سنگین را به طور موثر بکشند.

in some cultures, oxen are considered sacred.

در برخی فرهنگ‌ها، گاومیش‌ها مقدس تلقی می‌شوند.

oxen were traditionally used in agriculture.

گاومیش‌ها به طور سنتی در کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

oxen help transport goods across the countryside.

گاومیش‌ها به حمل کالا در سراسر حومه شهر کمک می‌کنند.

oxen are known for their strength and endurance.

گاومیش‌ها به خاطر قدرت و استقامت خود شناخته می‌شوند.

training oxen requires patience and skill.

آموزش گاومیش‌ها نیاز به صبر و مهارت دارد.

oxen can work in pairs to increase efficiency.

گاومیش‌ها می‌توانند به صورت جفت کار کنند تا کارایی را افزایش دهند.

oxen are often seen in rural festivals.

گاومیش‌ها اغلب در جشنواره‌های روستایی دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید