cow

[ایالات متحده]/kaʊ/
[بریتانیا]/kaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان گاوی مؤنث، به ویژه یکی که برای شیرش پرورش داده می‌شود
vt. تهدید کردن یا ترساندن

عبارات و ترکیب‌ها

milk cow

گاو شیرده

cowhide

چرم گاو

cowbell

زنگوله‌دار

herd of cows

گله گاو

cowshed

گاوداری

dairy cow

گاو دامی

cash cow

گاو پولساز

cow leather

چرم گاو

milch cow

گاو شیری

holy cow

گاو مقدس

sacred cow

گاو مقدس

جملات نمونه

The cow is dry.

گاو خشک است.

It is a cow in milk.

این یک گاو شیرده است.

The cow is a ruminant.

گاو یک شکم‌افزار است.

this cow is a fair swine.

این گاو یک خوک خوب است.

cow parsley is perennial.

تربچه گاو دائمی است.

The cow cast a calf.

گاو یک بره به دنیا آورد.

The cow is a useful animal.

گاو یک حیوان مفید است.

the distant tinkle of a cow bell.

صدای زنگوله دوردست گاو.

be cowed into submission

به ترس و وحشت درآوردن تا تسلیم شوند.

We drink cow's milk.

ما شیر گاو می‌نوشیم.

In India, the cow is a sacrosanct animal.

در هند، گاو یک حیوان مقدس است.

The cow is milking heavily.

گاو به شدت شیر می‌دهد.

Cows and sheep are herbivores.

گاو و گوسفندها گیاه‌خوار هستند.

don't have a cow—it's no big deal.

نگران نشوید - اصلا مهم نیست.

treat flatulent cows with caustic soda.

گاوهای نفخ‌دار را با سود سوزآور درمان کنید.

نمونه‌های واقعی

They have sea cows, like my poster.

آنها گاوهای دریایی دارند، مثل پوستر من.

منبع: Sarah and the little duckling

A normally aggressive press has been cowed.

رسانه ای که معمولاً تهاجمی است، مهار شده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

He traded his cow for the magic bean.

او گاویش را با دانه جادویی معامله کرد.

منبع: Bedtime stories for children

William Taft had a cow named Pauline.

ویلیام تافت گاو به نام پلین داشت.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

It looked like a small black cow.

شکلش مثل یک گاو سیاه کوچک بود.

منبع: The Hound of the Baskervilles

There are ten cows in the field.

ده گاو در مزرعه وجود دارد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Have neither of you seen a cow?

آیا هیچکدام از شما گاو ندیده اید؟

منبع: Modern Family - Season 05

We have about 70 or 80 mature cows.

حدود 70 یا 80 گاو بالغ داریم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

I traded the family cow for them beans.

من گاو خانواده را با آن دانه ها معامله کردم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The big truck missed the cow by inches.

کامیون بزرگ با اینچ ها از گاو جا افتاد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید