milk cow
گاو شیرده
cowhide
چرم گاو
cowbell
زنگولهدار
herd of cows
گله گاو
cowshed
گاوداری
dairy cow
گاو دامی
cash cow
گاو پولساز
cow leather
چرم گاو
milch cow
گاو شیری
holy cow
گاو مقدس
sacred cow
گاو مقدس
The cow is dry.
گاو خشک است.
It is a cow in milk.
این یک گاو شیرده است.
The cow is a ruminant.
گاو یک شکمافزار است.
this cow is a fair swine.
این گاو یک خوک خوب است.
cow parsley is perennial.
تربچه گاو دائمی است.
The cow cast a calf.
گاو یک بره به دنیا آورد.
The cow is a useful animal.
گاو یک حیوان مفید است.
the distant tinkle of a cow bell.
صدای زنگوله دوردست گاو.
be cowed into submission
به ترس و وحشت درآوردن تا تسلیم شوند.
We drink cow's milk.
ما شیر گاو مینوشیم.
In India, the cow is a sacrosanct animal.
در هند، گاو یک حیوان مقدس است.
The cow is milking heavily.
گاو به شدت شیر میدهد.
Cows and sheep are herbivores.
گاو و گوسفندها گیاهخوار هستند.
don't have a cow—it's no big deal.
نگران نشوید - اصلا مهم نیست.
treat flatulent cows with caustic soda.
گاوهای نفخدار را با سود سوزآور درمان کنید.
They have sea cows, like my poster.
آنها گاوهای دریایی دارند، مثل پوستر من.
منبع: Sarah and the little ducklingA normally aggressive press has been cowed.
رسانه ای که معمولاً تهاجمی است، مهار شده است.
منبع: The Economist - ComprehensiveHe traded his cow for the magic bean.
او گاویش را با دانه جادویی معامله کرد.
منبع: Bedtime stories for childrenWilliam Taft had a cow named Pauline.
ویلیام تافت گاو به نام پلین داشت.
منبع: CNN 10 Student English January 2021 CollectionIt looked like a small black cow.
شکلش مثل یک گاو سیاه کوچک بود.
منبع: The Hound of the BaskervillesThere are ten cows in the field.
ده گاو در مزرعه وجود دارد.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Have neither of you seen a cow?
آیا هیچکدام از شما گاو ندیده اید؟
منبع: Modern Family - Season 05We have about 70 or 80 mature cows.
حدود 70 یا 80 گاو بالغ داریم.
منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 CollectionI traded the family cow for them beans.
من گاو خانواده را با آن دانه ها معامله کردم.
منبع: Universal Dialogue for Children's AnimationThe big truck missed the cow by inches.
کامیون بزرگ با اینچ ها از گاو جا افتاد.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید