padder

[ایالات متحده]/ˈpædə/
[بریتانیا]/ˈpædər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خازن تنظیم دقیق; خازن پد الکتریکی
Word Forms
جمعpadders

عبارات و ترکیب‌ها

padder up

بالا رونده

padder down

پایین رونده

padder in

داخل

padder out

بیرون

padder layer

لایه پد

padder material

جنس پد

padder thickness

ضخامت پد

padder design

طراحی پد

padder style

سبک پد

padder feature

ویژگی پد

جملات نمونه

the padder is used to soften the surface.

زیره به منظور نرم کردن سطح استفاده می‌شود.

she decided to use a padder for her art project.

او تصمیم گرفت از یک زیره برای پروژه هنری خود استفاده کند.

the padder helps to create a smooth finish.

زیره به ایجاد یک سطح صاف کمک می‌کند.

he bought a new padder for his woodworking tools.

او یک زیره جدید برای ابزارهای نجاری خود خرید.

using a padder can improve the quality of your work.

استفاده از یک زیره می‌تواند کیفیت کار شما را بهبود بخشد.

the padder is essential for this type of flooring.

زیره برای این نوع کفپوش ضروری است.

make sure to clean the padder regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم زیره را تمیز کنید.

she prefers a thicker padder for comfort.

او یک زیره ضخیم‌تر برای راحتی ترجیح می‌دهد.

the padder can be adjusted for different tasks.

می‌توان زیره را برای انجام کارهای مختلف تنظیم کرد.

he used a padder to protect the surface underneath.

او از یک زیره برای محافظت از سطح زیرین استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید