pageboys

[ایالات متحده]/ˈpeɪdʒbɔɪz/
[بریتانیا]/ˈpeɪdʒbɔɪz/

ترجمه

n. جوانان مرد خدمتکار یا خدمتکاران؛ مدل موی با فرهای داخلی

عبارات و ترکیب‌ها

pageboys attire

لباس بچه‌ها

pageboys role

نقش بچه‌ها

pageboys duties

وظایف بچه‌ها

pageboys outfits

لباس‌های بچه‌ها

pageboys ceremony

مراسم بچه‌ها

pageboys group

گروه بچه‌ها

pageboys service

خدمات بچه‌ها

pageboys appearance

ظاهر بچه‌ها

pageboys tradition

آدتی بچه‌ها

pageboys selection

انتخاب بچه‌ها

جملات نمونه

the wedding featured several pageboys in charming outfits.

عروسی دارای چندین پسر بچه با لباس های جذاب بود.

pageboys often carry the rings during the ceremony.

صفحه پسران اغلب حلقه ها را در طول مراسم حمل می کنند.

she chose her younger brother to be one of the pageboys.

او برادر کوچکتر خود را برای یکی از صفحه پسران انتخاب کرد.

the pageboys looked adorable in their matching suits.

صفحه پسران در لباس های یکسان خود دوست داشتنی به نظر می رسیدند.

traditionally, pageboys are young boys who assist at weddings.

به طور سنتی، صفحه پسران پسران جوانی هستند که در عروسی ها کمک می کنند.

they practiced their roles as pageboys before the big day.

آنها نقش های خود را به عنوان صفحه پسران قبل از روز بزرگ تمرین کردند.

pageboys often walk down the aisle ahead of the bride.

صفحه پسران اغلب قبل از عروس از راهرو عبور می کنند.

the couple decided to have two pageboys for their ceremony.

زوج تصمیم گرفتند دو صفحه پسر برای مراسم خود داشته باشند.

pageboys add a charming touch to any wedding celebration.

صفحه پسران یک لمس جذاب به هر جشن عروسی اضافه می کند.

many families have a tradition of having pageboys at their weddings.

خانواده های زیادی رسم داشتن صفحه پسران در عروسی های خود را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید