painkiller

[ایالات متحده]/'peɪnkɪlə/
[بریتانیا]/'penkɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسکن

جملات نمونه

It will be some time before the painkillers take effect.

قبل از اینکه مسکن‌ها اثر بگذارند، مدتی طول می‌کشد.

The doctor gave him some painkillers to ease the pain.

دکتر برای تسکین درد، مسکن به او داد.

combination remedies contain painkiller, decongestant, and cough soother.

داروهای ترکیبی حاوی مسکن، ضد احتقان و تسکین دهنده سرفه هستند.

I need to take a painkiller for my headache.

من باید برای سردرد مسکن مصرف کنم.

She always carries a painkiller in her bag in case of emergencies.

او همیشه برای مواقع اضطراری یک مسکن در کیف خود دارد.

The doctor prescribed a strong painkiller for his back pain.

پزشک برای درد کمرش یک مسکن قوی تجویز کرد.

After the surgery, he was given a painkiller to manage the post-operative pain.

پس از جراحی، برای مدیریت درد بعد از عمل، به او مسکن دادند.

Some people are allergic to certain types of painkillers.

برخی از افراد به برخی از انواع مسکن‌ها آلرژی دارند.

It is important to follow the recommended dosage when taking painkillers.

هنگام مصرف مسکن، پیروی از دوز توصیه شده مهم است.

She took a painkiller before going to bed to help her sleep through the night.

او قبل از رفتن به رختخواب برای کمک به خوابیدن در طول شب، مسکن مصرف کرد.

Athletes often use painkillers to manage sports-related injuries.

ورزشکاران اغلب از مسکن‌ها برای مدیریت آسیب‌های مرتبط با ورزش استفاده می‌کنند.

Chronic pain patients may rely on painkillers for long-term pain management.

بیماران مبتلا به درد مزمن ممکن است برای مدیریت درد بلند مدت به مسکن‌ها متکی باشند.

Excessive use of painkillers can lead to serious side effects.

مصرف بیش از حد مسکن‌ها می‌تواند منجر به عوارض جانبی جدی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید