| جمع | paintboxes |
paintbox set
ست جعبه رنگ
paintbox colors
رنگهای جعبه رنگ
paintbox supplies
لوازم جعبه رنگ
paintbox tools
ابزارهای جعبه رنگ
paintbox art
هنر جعبه رنگ
paintbox design
طراحی جعبه رنگ
paintbox kit
ست جعبه رنگ
paintbox palette
پالت جعبه رنگ
paintbox brush
برس جعبه رنگ
paintbox project
پروژه جعبه رنگ
i opened my paintbox to start the project.
من جعبه نقاشی خود را باز کردم تا پروژه را شروع کنم.
the children gathered around the paintbox to choose their colors.
کودکان دور جعبه نقاشی جمع شدند تا رنگهای مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
she always keeps her paintbox organized and tidy.
او همیشه جعبه نقاشی خود را مرتب و منظم نگه میدارد.
using a paintbox can inspire creativity in young artists.
استفاده از جعبه نقاشی میتواند خلاقیت را در هنرمندان جوان الهام بخشد.
he bought a new paintbox for his art class.
او یک جعبه نقاشی جدید برای کلاس هنر خود خرید.
after the lesson, she packed her paintbox carefully.
پس از کلاس، او جعبه نقاشی خود را با دقت بستهبندی کرد.
the paintbox was filled with vibrant colors.
جعبه نقاشی با رنگهای زنده پر شده بود.
he loves to experiment with different shades from his paintbox.
او عاشق آزمایش با رنگهای مختلف از جعبه نقاشی خود است.
my paintbox is missing a few colors, so i need to restock.
چند رنگ از جعبه نقاشی من گم شده است، بنابراین باید دوباره آن را پر کنم.
the paintbox was a gift from her grandmother.
جعبه نقاشی هدیهای از مادربزرگش بود.
paintbox set
ست جعبه رنگ
paintbox colors
رنگهای جعبه رنگ
paintbox supplies
لوازم جعبه رنگ
paintbox tools
ابزارهای جعبه رنگ
paintbox art
هنر جعبه رنگ
paintbox design
طراحی جعبه رنگ
paintbox kit
ست جعبه رنگ
paintbox palette
پالت جعبه رنگ
paintbox brush
برس جعبه رنگ
paintbox project
پروژه جعبه رنگ
i opened my paintbox to start the project.
من جعبه نقاشی خود را باز کردم تا پروژه را شروع کنم.
the children gathered around the paintbox to choose their colors.
کودکان دور جعبه نقاشی جمع شدند تا رنگهای مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
she always keeps her paintbox organized and tidy.
او همیشه جعبه نقاشی خود را مرتب و منظم نگه میدارد.
using a paintbox can inspire creativity in young artists.
استفاده از جعبه نقاشی میتواند خلاقیت را در هنرمندان جوان الهام بخشد.
he bought a new paintbox for his art class.
او یک جعبه نقاشی جدید برای کلاس هنر خود خرید.
after the lesson, she packed her paintbox carefully.
پس از کلاس، او جعبه نقاشی خود را با دقت بستهبندی کرد.
the paintbox was filled with vibrant colors.
جعبه نقاشی با رنگهای زنده پر شده بود.
he loves to experiment with different shades from his paintbox.
او عاشق آزمایش با رنگهای مختلف از جعبه نقاشی خود است.
my paintbox is missing a few colors, so i need to restock.
چند رنگ از جعبه نقاشی من گم شده است، بنابراین باید دوباره آن را پر کنم.
the paintbox was a gift from her grandmother.
جعبه نقاشی هدیهای از مادربزرگش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید