paisa

[ایالات متحده]/ˈpaɪsə/
[بریتانیا]/ˈpaɪsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پول در هند، پاکستان، قطر، مسقط و عمان، برابر با یک صدم روپیه
Word Forms
جمعpaisas

عبارات و ترکیب‌ها

paisa value

ارزش پایسا

paisa currency

ارز پایسا

paisa exchange

تبادل پایسا

paisa rate

نرخ پایسا

paisa coins

سکه های پایسا

paisa notes

نوت های پایسا

paisa payment

پرداخت پایسا

paisa denomination

اسمی پایسا

paisa savings

پس انداز پایسا

paisa investment

سرمایه گذاری پایسا

جملات نمونه

he found a paisa on the street.

او یک پائز را در خیابان پیدا کرد.

she saved every paisa for her dream trip.

او هر پائز را برای سفر رویایی خود پس انداز کرد.

can you lend me a paisa?

آیا می توانید یک پائز به من قرض دهید؟

the price is just a few paisa.

قیمت فقط چند پائز است.

he doesn't have a paisa to spare.

او حتی یک پائز هم برای صرف کردن ندارد.

every paisa counts when budgeting.

هنگام بودجه بندی، هر پائز مهم است.

she spent her last paisa on food.

او آخرین پائز خود را برای غذا خرج کرد.

investing a paisa wisely can lead to wealth.

سرمایه گذاری هوشمندانه یک پائز می تواند منجر به ثروت شود.

he is worth a few paisa now.

حالا ارزش چند پائز دارد.

she found a paisa in her old coat.

او یک پائز در پالتوی قدیمی خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید