palaeomagnetists

[ایالات متحده]/ˌpæliəʊˈmæɡnɪtɪsts/
[بریتانیا]/ˌpælioʊˈmæɡnɪtɪsts/

ترجمه

n. دانشمندانی که به مطالعه مغناطیس باستان (میدان مغناطیسی زمین باستان به عنوان چیزی که در سنگ‌ها ثبت شده است) می‌پردازند.

عبارات و ترکیب‌ها

palaeomagnetists study

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی مطالعه می کنند

palaeomagnetists discovered

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی کشف کردند

palaeomagnetists analyze

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی تحلیل می کنند

palaeomagnetists confirm

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی تأیید می کنند

palaeomagnetists determine

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی تعیین می کنند

palaeomagnetists believe

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی باور دارند

palaeomagnetists suggest

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی پیشنهاد می کنند

palaeomagnetists measure

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی اندازه گیری می کنند

palaeomagnetists examine

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی بررسی می کنند

palaeomagnetists reveal

ژئوفیزیکدانان پالئومغناطیسی آشکار می کنند

جملات نمونه

palaeomagnetists study the earth's ancient magnetic field preserved in rocks.

پالئومغناطیس‌دانان میدان مغناطیسی قدیمی زمین را که در سنگ‌ها حفظ شده است، مطالعه می‌کنند.

palaeomagnetists analyze magnetic minerals to date geological events accurately.

پالئومغناطیس‌دانان با تحلیل مواد مغناطیسی به دقت زمان رویدادهای ژئولوژیک را تعیین می‌کنند.

palaeomagnetists discovered that the earth's magnetic poles have reversed multiple times.

پالئومغناطیس‌دانان کشف کردند که قطب‌های مغناطیسی زمین چندین بار معکوس شده‌اند.

palaeomagnetists collect oriented rock samples from the field for analysis.

پالئومغناطیس‌دانان نمونه‌های سنگی منظم را از میدان برای تحلیل جمع‌آوری می‌کنند.

many palaeomagnetists use superconducting rock magnetometers for precise measurements.

بسیاری از پالئومغناطیس‌دانان از مغناطیس‌سنج‌های سنگی نیم‌رسانا برای اندازه‌گیری‌های دقیق استفاده می‌کنند.

palaeomagnetists use this technique to reconstruct the positions of ancient continents.

پالئومغناطیس‌دانان از این تکنیک برای بازسازی موقعیت‌های قاره‌های باستانی استفاده می‌کنند.

palaeomagnetists interpret data to explain the movement of tectonic plates.

پالئومغناطیس‌دانان داده‌ها را تفسیر می‌کنند تا حرکت پلیت‌های گیت‌زایی را توضیح دهند.

by studying seafloor spreading, palaeomagnetists confirmed the theory of plate tectonics.

با مطالعه پراش کف اقیانوس، پالئومغناطیس‌دانان نظریه گیت‌زایی پلیت‌ها را تأیید کردند.

palaeomagnetists help archaeologists date pottery by measuring its magnetic properties.

پالئومغناطیس‌دانان با اندازه‌گیری خواص مغناطیسی سفال به باستان‌شناسان کمک می‌کنند تا آن را تاریخ‌گذاری کنند.

experienced palaeomagnetists can determine the ancient latitude of a rock formation.

پالئومغناطیس‌دانان تجربه‌دار می‌توانند عرض جغرافیایی قدیم یک تجمع سنگی را تعیین کنند.

palaeomagnetists rely on thermal remanent magnetization to understand past climates.

پالئومغناطیس‌دانان از مغناطیس باقی‌مانده حرارتی برای درک آب و هواهای گذشته استفاده می‌کنند.

global databases allow palaeomagnetists to share findings about apparent polar wander.

پایگاه‌های داده‌های جهانی به پالئومغناطیس‌دانان اجازه می‌دهند تا یافته‌های خود درباره جابه‌جایی ظاهری قطب را به اشتراک بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید